گوهر یوسف‌زاده

شمال ما: استان گیلان یکی از قطبهای کشاورزی کشور به ویژه کشت برنج، چای و نیز زیتون را تشکیل می‌دهد. در سالهایی کرم ابریشم رونق خوبی داشت که بیشتر در شهرستانهای شرق گیلان به ویژه  لاهیجان و سیاهکل تولید می‌شد که تقریبا به فراموشی سپرده شده است.  علاوه بر آن حدود دو دهه گذشته انواع محصولات سبزی و صیفی که در چهار فصل در گیلان به وفور تولید و عرضه می‌شد و تقریبا بخش زیادی از درآمد روستاییان از کشت این محصولات بود، اما متاسفانه تولید این محصولات روز به روز تحلیل رفت و کشاورزان روزبه روز از چرخه تولید دور شدند.

 

زمین در گیلان به واسطه تغییر شرایط آب و هوایی، آلودگی، افزایش جمعیت، کم آبی و نبود شرایط مساعد زندگی برای مردمان کلانشهرهای بزرگ  و نیز به واسطه شرایط مساعد زندگی در گیلان و طبیعت زیبا و راحتی و آسودگی برای دوران پیری برای مهاجران حکم طلا را داشت و با قیمتی ارزان به فروش می‌رفت. در گذشته با سرعت کمتر و امروزه با سرعتی باور نکردنی و خبری از پیوند و عشق کشاورز به زمین نیست. هر چند  رسیدن  پدیده گرد وغباری که چندی پیش  از سوی صحرای استان گلستان به گیلان تا مدتی بازار خرید و فروش زمینهای روستایی را از رونق انداخت  و برخی از مسوولین را نگران کرد.

چه اتفاقی افتاده، چرا مردمانی که دو نسل پیش علاقه بسیاری به کشاورزی در چهار فصل داشتند و گیلان در تولید سبزی و سیفی جات خودکفا بود امروزه این تولیدات بصورت محدود در برخی از روستاها و در یک یا دو فصل سال به زور کود و سم تولید می‌شود و اگر هم تولیداتی صورت گیرد اغلب  از گونه محصولات محلی گیلان نیست مانند سیر آذرشهر که در فصل پاییز و زمستان بیشترین تولید این محصولات را داریم باز بازارهای محلی آن پر از محصولات کشاورزی استانهای دیگر بویژه مازندران است. امروزه به دلیل کم بودن این محصولات و نیز دسترسی مردم به شهر و بازارهای محلی قیمت آنها تقریبا همه جای گیلان بالا و یک جور است و در نتیجه بازارمجان مجبورند آن را به قیمت بیشتر خریداری کرده و بفروشند یا با محصولات غیرمحلی قاطی کنند برخی بازارهای محلی مانند خمس بازار رشت نقش خود را به عنوان واسطه فروش محصولات محلی به بازارمجان تغییر داده و خود به خرده فروشی به قیمت بالا روی آورده است و تعداد بازارهای محلی که بتوان سبزیجات محلی و بومی گیلان را در آن یافت بسیار کم شده است. این بازارها نیز حمایتی نمی‌شود. برخلاف استانهای همجوار هنوز کشاورزی در گیلان بجز برنج که اندکی از تکنولوژی بهره گرفته بقیه محصولات به صورت سنتی و محدود کشت می‌شود و هنوز به جز به صورت پراکنده سرمایه‌گذاری برای ایجاد کارگاه یا کارخانه  برای فرآوری و بسته بندی این محصولات حتی برنج و چای صورت نگرفته و همه سرمایه‌داران حتی سرمایه داران داخل استانی به جای ایجاد چنین بسترهایی در روستاها فقط به فکر خرید ارزان زمینهای قابل کشت کشاورزی و فروش گرانتر آن و یا ساخت ویلا برای تعطیلات آخر هفته و تابستانی خود هستند و هنوز که هنوز است جهاد کشاورزی یکی از متولیان مهم این بخش هیچ قدمی برای اصلاح شرایط موجود برنداشته و هنوز پس از سالها تجربه و آزمون و خطا هیچ ارزیابی درستی از اتفاقات در حال وقوع در روستاها ندارد.

گویی برایش از بین رفتن یا نرفتن تنوع محصولات کشاورزی به جز محصولات استراتژیک که برنامه مشخصی برای آن نیز ندارد حایز اهمیت نیست. هر چند این دو محصول بویژه برنج به دلیل تغییر رویه زندگی مردم روستا و مصرف گرایی، کاهش سرمایه اجتماعی در روستا وسختی کار کشاورزی و هزینه‌های بالای تولید ونبود بازار مناسب فروش و فقر اغلب به مشاغل مختلف در شهر مشغول شدند و گاه بصورت فصلی به کاشت فقط برنج پرداختند و کشت سایر محصولات به کاری تفننی برای روستاییان تبدیل شد. امسال نیز به دلیل بارندگی ناهنگام کشاورزان اغلب نتوانستند از دستگاههای دروی برنج استفاده کنند و مجبور به پرداخت روزی ۴۰۰هزارتومان برای هر کارگر شدند و محصولشان نیز نسبت سال قبل خیلی کمتر بود و سبب افزایش ناگهانی قیمت برنج محلی به حدود کیلویی ۴۰۰۰۰ تومان شد و بی‌شک این هزینه کارگری و آن قیمت برنج که هیچکدام استاندارد نیست و ناشی از بلبشوی بازار برنج استان و نرخ گذاری دلالان است خبری ناخوشایند است. جالب اینکه خبرها خیلی زود در همه نقاط استان می پیچد و قیمت ها در همه جا یکی می شود نه کم نه زیاد.

یک قیمت باورنکردنی و متفاوت در یک سال با همه اینها انقدر شرایط کشاورزی تغییر کرده که کشاورزانی که روزگاری از اردبیل و مازندران برای شخم زدن زمین و کشت انواع محصولات سبزی و سیفی کارگر می‌گرفتند حال دیگر آن دل و دماغ را ندارند و با فروش زمین یا تبدیل آن  به علفزار و  تشویق فرزندان برای رفتن به شهر و رها شدن از سختی کار کشاورزی و به اصطلاح صاحب تشخص و امتیاز شدن  کشاورزی فصلی رو نابودی و ناپدید شدن است. گیلان پربرکت با آن همه تنوع محصول و تنوع غذایی با زمینهای پرباری که حداقل دو دهه پیش در کنار برنج نقش مهمی برای کسب درآمد داشت ارزش درآمدی خود را از دست داد. استفاده بی رویه از کود و سم و شخم خوردن های پیاپی و تغییرات آب و هوا، کم آبی و… همه و همه برکت کشاورزی را از گیلان برد و کشاورزان یکی از دلایل دلزدگی خود از کشاورزی و رها کردن یا فروش زمین را افزایش آفات کشاورزی و کاهش حاصلخیزی زمین و کاهش محصول عنوان می‌کنند.

بازارهای محلی که باید قیمت محصول به نسبت کمتر باشد اما با بیرون چندان تفاوتی ندارد. حتی خود کشاورزان تولیدکننده نیز قیمت محصولاتشان آنقدر بالا وهمراستا با بازار محلی است. همه اینها نشانه کاهش سرمایه اجتماعی و همدلی در چرخه تولید کنندگان و عرضه کنندگان است. ورود محصولات کشاورزی از مازندران و قزوین و… به دلیل تولید انبوه و ارزان  این اتفاقات را یک به یک رقم زدند مثل خیلی چیزها که قابل برگشت نیست. اشتباه بزرگ جهاد کشاورزی در تصمیم گیری برای مردم روستاها یا واگذاری آنها به حال خود و نداشتن یا عدم اعمال هیچ فشاری یا تشویقی برای اجرایی شدن برخی قوانین از جمله قوانین مربوط به فروش زمین کشاورزی و شالیزار و عدم دخالت  در این امر نیز از دلایل از رونق افتادن کشاورزی استان است.

از نظر من سه عمل تولید و فراوری و بسته بندی و فروش باید در روستا صورت گیرد و عرضه به نقاط خارج از استان امکان پذیر گردد. شاید زمان آن رسیده برای حفظ اندک محصولات در حال کشت برنامه ریزی شود و ضمن تشویق کشاورزان و آگاه سازی آنها از تغییرات اقلیم و تغییر در رویه و زمان کشت و حمایت از کشاورزان و سرمایه گذاری در روستاها برای کمک در جهت تغییر رویه  و ایجاد فضایی برای انجام کلیه مراحل از تولید تا بسته بندی و عرضه با نام همان روستاها و تشویق به تولید محصول جایگزین بومی کم آب بر بویژه در فصلهای گرم سال در روستاهایی که رودخانه‌های آنها خشک است در ایجاد انگیزه کشاورزان ممکن است موثر باشد.

ایجاد هنرستانهای کشاورزی در نزدیکی چند روستای نزدیک به هم و نیز آموزش ارزش و نحوه کشاورزی در دوران ابتدایی  تا دبیرستان درمدارس همه و همه شاید بتواند اندکی راهگشای فرصتهای از دست رفته باشد.

منبع: مرور


کانال تلگرام شمال ما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *