یادی از چهره های هنری گیلان در آذرماه؛



شمال ما: آذرماه، یادآور زندگی و خزان برخی از پیشکسوتان و چهره های هنری گیلان است. یاد «بهمن صالحی»، «سعید تحویلداری»، «ایران دفتری» و «جلیل ضیاپور» را زنده نگه می داریم.

 

آذرماه، یادآور زندگی و خزان برخی از پیشکسوتان و چهره‌های هنری گیلان است که خدمات بسیاری را به جامعه ارائه داده و خالق آثار شگرف بودند.

*جلیل ضیاپور پدر نقاشی مدرن ایران

«جلیل ضیاپور» پنجم اردیبهشت ۱۲۹۹ در بندرانزلی به دنیا آمد. از علایق کودکی‌اش، مجسمه‌سازی با گل مرداب انزلی و شنیدن موسیقی بود. وی تحصیلات هنری خود را از نوجوانی آغاز کرد و پس از به پایان رساندن مقدمات تحصیل، در سال ۱۳۱۷ به تهران آمد و برای آهنگ‌سازی، به کلاس های «مین‌باشیان» وارد شد، ولی با بازگشت استادان خارجی به کشورشان، به مدرسه «صنایع مستظرفه قدیمه» رفت و در سال ۱۳۲۰ وارد دانشکده هنرهای زیبا شد.

اولین دوره هنرکده (۱۳۲۴–۱۳۲۰) سه دانش‌آموخته در رشته نقاشی معرفی کرد که ضیاپور با احراز مقام اول و دریافت مدال درجه یک فرهنگی از طرف دانشکده با بورس اهدائی دولت فرانسه رهسپار آن کشور شد و در دانشسرای عالی ملی هنرهای زیبای پاریس در رشته هنرهای تجسمی به ادامه تحصیل پرداخت.

ضیاپور یک سال پس از بازگشت از فرانسه و در سال ۱۳۲۸، با هم‌فکرانش انجمن هنری «خروس جنگی» را پایه گذاری کرد. این انجمن، مجمعی پیشرو در زمینه طرح عرصه‌های هنر نو خاصه ادبیات، تئاتر، موسیقی و نقاشی بود. با چاپ مجله‌ای به همین نام، نظریه‌اش را در مورد هنر تجسمی (نقاشی) به نام «لغو نظریه‌های مکاتب گذشته و معاصر از پریمیتیو تا سوررئالیسم» عرضه کرد.

وی در طول فعالیت هنری خود به عنوان نقاش، همواره به عنوان سردمدار نوگرایی و اشاعه دهنده هنر مدرن مطرح بوده و آغازکننده نقد هنری در ایران است. سعی او بر این بود که با تکیه بر ظرفیت فرهنگ بومی، هویت ایرانی را حفظ کند اما با زبان جهانی سخن بگوید و آن را عرضه دارد و در نهایت فرهنگ ایرانی خویش را تعالی بخشد.

ضیاپور از سال ۱۳۳۱ از سوی اداره کل هنرهای زیبای کشور دعوت به کار شد و به فعالیت‌های فرهنگی – هنری، پرداخت. سال ۱۳۵۷ از خدمات دولتی بازنشسته شد و از آن زمان تا روزهای پایانی زندگی به پژوهش، تألیف و تدریس در دانشکده‌های مختلف پرداخت. جلیل ضیاپور در سن ۷۹ سالگی و در ۳۰ آذر ۱۳۷۸ پس از سپری کردن دوره سخت بیماری در اثر نارسایی قلبی در بیمارستان توس تهران درگذشت.

*«ایران دفتری» و نخستین بازیگر سینمای ایران ایران

دفتری در سال ۱۲۹۱ خورشیدی در رشت به دنیا آمد. وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش به پایان رساند و در هنرستان هنرپیشگی تهران مشغول به تدریس شد.

وی فعالیت بازیگری را از سال ۱۳۰۷ با بازی در نمایش رستاخیز در رشت آغاز کرد و بازی در نمایش «آرشین مالالان» در سال ۱۳۰۸ در تهران پی گرفت. او در نمایش‌‌های «خاقان می رقصند، سرگشته، شیرین و فرهاد، ایده آل عشقی، نادرشاه، خانواده فنا شده، علی بهانه گیر، رموز، ناصرالدین شاه، یک شب در حرم، حافظ و صاحب عیار، جان فدای وطن و آخرین لحظه» هنرنمایی کرد.

برخی او را نخستین بازیگر سینمای ایران می‌دانند. فعالیت‌های سینمایی ایران دفتری در سال ۱۳۱۴ با فیلم شیرین و فرهاد در هند به کارگردانی «عبدالحسین سپنتا» آغاز گردید. سایر فیلم های او عبارتند از: «عروس دریا، دزد خانگی، خداحافظ تهران، ماهی طلایی، زیرگنبد کبود، روزهای تاریک یک مادر، ببر مازندران، دوراهی، قیصر، قو، سکه شانس، مردی که رنج می برد، قهرمانان، ایوب، جان سخت، مردان سحر، گذر اکبر، کلبه آن سوی رودخانه، نانجیب، قلاب و شیربها».

دفتر هنری «ایران دفتری» در دوم آذرماه سال۱۳۷۴ بسته شد.

*«بهمن صالحی» واپسین شاگرد نیما یوشیج

حسن نوغانچی صالح معروف به « بهمن صالحی» در سال ۱۳۱۶ در رشت به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در رشت و متوسطه را در تهران به پایان برد و در سال ۱۳۴۷ به استخدام اداره فرهنگ و هنر درآمد. صالحی سرودن شعر را از سال ۱۳۳۳ و با قالب‌های کلاسیک شروع کرد. ولی بعد از آشنایی با «نیما یوشیج» و پیشنهاد تازه‌ او برای شعر، به اوزان نیمایی روی آورد.

امروز برخی از آثار صالحی، در جمع بهترین نمونه‌های شعر نیمایی و آزاد است. آثار صالحی ابتدا در مجلات فردوسی، سپید و سیاه و امید منتشر می شد. کتاب‌های «افق سیاه‌تر»، «مردی از گیلان»، «باد سرد شمال»، «سلام بر مرگ»، «کسوف طولانی»، «نخل سرخ»، «زخم‌های زیبای عشق»، «در حوالی عطش»، «باغ کاغذی»، «زمزمه‌های آدینه»، «همسفر با کلمات»، برخی از دفترهای شعری اوست.

بهمن صالحی، یکی از واپسین شاگردان نزدیک نیما یوشیج بود و در پنجم آذرماه ۱۳۹۵ در بیمارستانی در شهریار، چشم از جهان فروبست.

*«سعید تحویلداری» و ترانه معروف «سیه چومه»

سعید تحویلداری، ۲۴ آذر ۱۳۲۷ در محله سرخبنده رشت به دنیا آمد. پدرش «ابوالفضل تحویلداری» دبیر ورزش مدارس رشت بود که در هشت ماهگی سعید برای نجات جان فردی خردسال در خیابان امام خمینی (پهلوی سابق) در برخورد با اتومبیل جان خود را از دست داد.

سعید دوره ابتدایی را در دبستان رشدیه رشت در همان کوی سرخبنده گذراند. به دلیل محبوبیت از نظر صدا، نزد معلمین و سایر کارکنان مدرسه بیشتر ساعات تفریح را برای آنان ترانه می خواند. در دوره اول متوسطه که در دبیرستان «پور داوود» تحصیل می کرد با «حسین حمیدی عدلی»  نوازنده ویلن، آشنا شد و توسط وی به «داریوش علی زاده» معرفی شد.

وی، نخستین ترانه خود را که از ساخته‌های داریوش علی زاده و با شعری از «حسن رویت پور» بود، در برنامه رادیو ارتش رشت اجرا کرد و سپس دو آهنگ و شعر از حسین حمیدی عدلی که بسیار کار موفقی بود، اجرا شد و بعدها تعدادی از ساخته‌های خود و سایرین را اجرا کرد، که جملگی کارهای مردم پسندی شد. پ

از محبوب‌ترین ترانه های گیلکی تحویلداری، ترانه «سیه چومه» است. وی بعد از گذراندن دوران سربازی، با «شیون فومنی» آشنا شد که زمینه تولید چندین اثر به نام‌های «آشیون چوبی»، «زخمی»، «مره خیلی دوست بدار» و «همه حرفات دروغ بود» گردید.

بعد از انقلاب ۱۳۵۷، تا ۲۵ سال از دنیای هنر دور ماند. تا اینکه در سال ۱۳۸۲ با تولید نوار کاست «سنگ صبور» به دنیای هنر بازگشت و از آن زمان با «صدا و سیمای مرکز گیلان» همکاری دارد. وی اکنون از خوانندگان فولکوریک محبوب گیلان است.

منبع: شبستان


کانال تلگرام شمال ما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *