دکتر سید هاشم موسوی

شمال ما: مردی که در همه حال به گیلان می‌اندیشد. اهل حرف و سخنرانی کمتر است و معمولاً از آن هم طفره می رود و فقط و فقط کار می کند و کار او زندگی را در روندگی دائم معنا کرده است.

 

قریب ۲۷ سال پیش برای اولین بار استاد علی اکبر مرادیان گروسی را دیدم پیش از آن با نام و برخی آثار و اشعارش آشنا بودم. ما گیلانی ها چقدر بختیار بوده ایم که مرادیان گروسی را داریم. آدمی فارغ از هر حاشیه و هیاهو در گیلان عزیز و رشت زنده، کار خودش را می کند. آن هم به بهترین شکل ممکن و مثل مردم و همنشین با آنها روزگار را با همه دانش و بینش به معمولی ترین شکل ممکن ساده و صمیمی می گذراند این شاعر برجسته را همه به گیلان دوستی و گیلان پژوهی می شناسند.

این مرد نازنین در همه حال به گیلان می‌اندیشد. اهل حرف و سخنرانی کمتر است و معمولاً از آن هم طفره می رود و فقط و فقط کار می کند و کار او زندگی را در روندگی دائم معنا کرده است.

یک روز به اتفاق فرامرز طالبی نازنین و سارا غلامی گرامی در اوج سال های راه‌اندازی موزه میراث روستایی به خانه استاد رفتیم فروتن و بی پیرایه در اوج صمیمیت و مهربانی ما را پذیرفت. امیدوارم شرح گفتگوی آن روز را در مجالی منتشر کنیم. من عاشق این مرد نجیب و پاک و عاشق گیلان و تاریخ و زبان آن هستم. فرقی نمی کند چه امروز که در آستانه ۹۲ سالگی است چه در سال‌های دور و گذشته همیشه برای او فرهنگ گیلان موضوعیت و اهمیت دارد. استوار و ثابت قدم مشغول کار و فعالیت و حضور در محافل فرهنگی و ادبی و هنری است. من همواره شاخصه هایم برای آدم های معنوی شادی و آرامش و امید است و او را که می بینم سرشار این هرسه می شوم و می دانم و می بینم که چقدر شاد می شود وقتی می بیند بساط فرهنگ و هنر و تاریخ و زبان گیلان رونق می گیرد و کنشگران و علاقه مندان فراوان می یابد. او هرگز چیزی برای خود نخواسته و دغدغه تعالی فرهنگ و هنر این مرز و بوم را در سر دارد. آدم با او که به زندگی آری بزرگ گفته است و حضور کامل و پررنگی در هستی داشته است. شادی زندگی را باور می‌کند.

ما گیلانی ها چقدر پراقبال بودیم که آدمی مثل مرادیان از پدر و مادر غیر گیلانی در گیلان زاده شود تا امروز افتخاری برای زبان و فرهنگ گیلان زمین باشد. من همواره خدای مهربان را شاکرم و او را می خوانم: یارب مرا هزار زبان ده که با هزار زبان هزار بار شکر تو را کنم که زمینه ای را رقم زد که حضورم را در پژوهشکده گیلان شناسی دانشگاه گیلان موجب شد و این برای من فرصت مغتنمی است که آرمان های فرهنگی و اجتماعی خود را درباره فرهنگ گیلان و تکریم کنشگران آن در پژوهشکده دنبال و عملیاتی کنم.

عصر ۲۴ بهمن ۱۳۹۵ خورشیدی عصری ماندگار بود. برای ما عصری که با استقبال پرشور اهالی فرهنگ و هنر گیلان سالن اجتماعات پژوهشکده گیلان شناسی دانشگاه گیلان به رقص در آمد، دوستان با شکوه تمام جمع شدند. سالن پر بود از احترام به فرهنگ و ادبیات و البته انسانیت و شرافت و معرفت این مرد نازنین، پیوند مردم با هنر و ادبیات و مفاخر فرهنگی و ادبی صحنه های تماشایی را رقم زد. وقتی از بوسار گیلان تجلیل شد او هم به وجد آمد و در سخنانش با تکیه بر شور و صمیمیت حاکم بر جلسه از تولد دوباره خود این بار در ۸۸ سالگی پرده برداشت. فعالیت‌های فرهنگی و برنامه‌های پژوهشکده به خصوص نکوداشت شخصیت‌های فرهنگی و مفاخر استان وقت هایی خوش و چیزهایی نصیبم کرده که به گفتن و نوشتن نمی آید. به قول شهریار: کاهش جان تو من دارم و من می دانم که تو از دوری خورشید چه ها می بینی
من عاشق سادگی مرادیان گروسی هستم. راستش من همیشه به سادگی اعتقاد دارم اضافه کنم غیر از آدم ساده به جامعه ساده هم عشق می ورزم. من فکر می کنم آنچه جامعه را می سازد فرهنگ و اخلاق است مرادیان گروسی زندگی و عمر را در ادب و هنر گذرانده است. به درستی و به شهادت آثارش باور دارد که ادبیات و فرهنگ و هنر راه نجات ماست.

مرادیان از جمله افرادی است که در ارتقاء سواد قومی ایرانیان گیلانی نقش مهمی داشته است. توسعه و ترویج زبان گیلکی دغدغه اصلی اوست. آثارش نشان می‌دهد که رازهای مردم گیلان را با زبان مادری چه نیکو بیان کرده است. استاد مرادیان گروسی دهه هاست برای این آب و خاک زحمت می کشد. در سن و سال استاد معمولاً افراد دنبال استراحت و فراغت و آرمیدن در گوشه ای هستند اما او تمام وقت در کار فرهنگ است و همیشه دغدغه های تازه برای خدمت به فرهنگ و فعالیت و مطالعه و پژوهش دارد. درود بر این مرد نازنین که همه چیزش را ایثار کرده است. زندگی سلامت، عمر به دور از هر گونه غرور و تکبر، گویا خوب کلام نغز سارتر را آویزه گوش دارد که هنر اگرچه نان نمیشود امّا شراب زندگی است.

او همیشه مست فرهنگ و شعر و ادب است. با این همه الگوی اخلاقی ارزشمندی برای همه ماست. دلبستگان فرهنگ و هنر را می گویم. در خلوص و فروتنی یگانه است. سرلوحه زندگی این مرد نازنین اخلاق فارغ از پول و شهرت و لذت دنیا است. امروز بوسار رشت زادگاه این مرد فکور و نجیب با نام او تداعی می‌شود. او به بوسار عشق می ورزد و آنجا را ترک نکرده است که “سر بنه آنجا که باده خورده ای”. اقرار کنیم آثار او یکسره خود زندگی اوست. او با ادبیات و زبان و شعر رسالت انسانی خویش را به شایستگی انجام می دهد. درود بر او که هنر و ادبیات را برای تحقق شرایطی انسانی تر انتخاب کرده است.

او عاشق گیلان است و گیلان دلمشغولی بزرگ ذهن و زبان اوست. هایدگر راست می گفت: ما تنها قادر به انجام کاری هستیم که آن را دوست داریم. او زبان و فرهنگ گیلان را با آثار فراوانش زنده و پویا نگه داشته است. استاد مرادیان گروسی الگویی برای زندگی در هوای فرهنگ است.

ای عاشق گیلان به تو افتخار می کنیم و تعهدت به گیلان را ارج می نهیم و خداوند مهربان را می خوانیم که در اوج سلامت و توفیق باشید.

رئیس پژوهشکده گیلان‌شناسی دانشگاه گیلان


کانال تلگرام شمال ما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *