نسیم طواف زاده

شمال ما: درباره سراوان گفتن، شنیدن و نالیدن در استان و کشور تبدیل به داستانی غم بار و تکراری شده که دیگر آدمها را تحریک نمیکند، البته این روزها پایش به برنامه های تلویزیونی ملی باز شده که گفته‌اند وضعیت بهتر شده است و سوالات زیادی را برای اهل تفکر ایجاد کرده است اما چنین نیست.

 

بزرگترین دفنگاه شمال کشور در بارشهای سالهای دور و اکنون با بحرانهای رانشی شدیدی دست و پنجه نرم کرده که کار را برای مدیران شهرداری سادهتر ولی شدت بحران را افزایش داده است، از سوی دیگر آتشسوزیهای وقت و بیوقت در تمام فصول سال نشان از بحران شدید در منطقه دارد. هرچند که رانش مبتلا به دفنگاه های سراسر جهان بوده ولی همچنان مسالهای مهم و قابل پیشگیری است.
این گزارش پیش از آن که بدنبال مقصر یا مقصرین یا اصولا گناه کسانی باشد، تلاش دارد که مخاطرات اصلی ناشی از رانش را با خوانندگان در میان گذاشته، شرایط تحلیل واقعی را فراهم آورد تا در کوتاهترین زمان ممکن نسخه واقعی برای دفنگاه سراوان تدوین و کار آغاز شود.

رانش دفنگاه؛
دفنگاههای زیادی در سراسر دنیا با بحران مواجه است و از جمله میتوان به دفنگاه بزرگ پایتخت اندونزی، جاکارتا اشاره نمود که در سال ۱۳۹۰ دچار یک رانش عظیم شد که یک روستا را زیر خود مدفون کرد، در سیسیل نیز در ۱۳۸۶ در اثر بارشهای سهمگین دچار رانش شدیدی شد که بیش از ۱۰ نفر را دچار خسارت شدید کرد و اعتراض گروههای محیط زیستی در اروپا را به همراه داشت.
در سالهای متمادی دفنگاه سراوان نیز دچار رانش شده و متاسفانه از آنجایی که اطلاعات دقیقی از این رانشها منتشر نشده و یا در ارزیابیهای اداره کل حفاظت محیط‌زیست وجود ندارد، ارقام متفاوتی اعلام میشود و راه فرار را باز میگذارد.
اولین رانش معنادار در سراوان در سال ۱۳۷۵ روی داده و گزارشی از شکایت شیلات از شهرداری رشت موجود است که با واسطه گری فرماندار وقت و پرداخت جریمه ماجرا از رسانه ها پنهان شد.
رانش ۵۰۰ متری زمین در جایگاه دفن زباله سراوان روزهای انتهایی اردیبهشت ۱۳۹۶ نشان داد که شرایط سایت زباله سراوان بسیار حاد و خطرناک است و علیرضا حاجی پور رئیس سازمان مدیریت پسماندهای شهرداری رشت در نشست مشترک کمیسیون‌های “بهداشت و محیط زیست” و “توسعه و عمران” شورای شهر با ارائه گزارشی در ۲۵ مهرماه ۱۳۹۶ گفت: رانش اخیر دفنگاه زباله (که میزان آن را اعلام نمیکند که در حدود ۲ کیلومتر بوده است) در سراوان پروژه احداث تصفیه خانه شیرابه لندفیل سراوان را تخریب کرد و دیگر امکان اجرای پروژه تصفیه خانه در این مکان وجود ندارد ولی این رانش همچنین سبب شده حدودا برای ۵ سال مکان برای دفن مهیا شود.
این مساله مبلغ ۷ میلیارد از بودجه‌ای را که صرف تصفیه خانه‌ی شیرابه شده را به کل نابود کرد و سبب هزینه مجدد بیت‌المال از محل بیمه شد.
در بارشهای بهار و تابستان ۱۳۹۸ دفنگاه سراوان حدود ۷ کیلومتر رانش داشته که بحران زیادی را ایجاد کرده است که البته از نظر شهرداری جایگاه دفن فراهم کرده است .
اگر بخواهیم این رانشها را بررسی کنیم از چند جهت قابل اهمیت است:
تخریب جنگل و شکستگی درختان و گسترش آلودگی به جنگلها و زمینه‌ اطراف؛ این مقوله بخودی خود باعث تخریب اراضی ملی و تغییر حدود زمینهای جنگلی میشود که در بسیاری از دفعات سبب ورود به مسیر جنگلی و گسترش آلودگی به داخل مناطق شده است، نمونه آن در باران و سیل پاییز ۱۳۹۳ رانشی حدود ۱۰۰ متر روی داد که زباله های سرگردان را در جنگلهای سراوان پخش نمود که شکایت مردم محلی و گردشگران را بدنبال داشت.
تخریب رودخانه زیر مرکز دفن؛ رودخانه سیاهرود که در ادامه مسیر شیرابه زباله سراوان از محل نهر چپلیرودخان قرار دارد، قسمت اعظم شیرابه دفنگاه سراوان را دریافت میکند و در هر بار رانش حجم گستردهای از زباله بدان واریز میشود به نحوی که در سال ۱۳۹۶ با رانش ۵۰۰ متری در محل پل کچا با حجم گستردهای از زباله مواجه شد که با گرمای هوا بوی بد این زباله به سمت روستای کچا کشیده شد و مشکلاتی برای مردم ایجاد کرد.
با رانش افزایش دمای توده‌ زباله و افزایش امکان آتش‌سوزی خودبخودی در منطقه روبرو خواهیم بود، زیرا که مقدار گاز تولیدی در اثر همخوردگی افزایش پیدا میکند و این تجمع آمیخته با حرارت بالا سبب آتشسوزیهای مخربی میشود که گاه به جنگل و حتی روستاهای اطراف سرایت کرده و برای مردم محلی دردسرهای بیشماری را ایجاد میکند.
از سوی دیگر با افزایش گرما، بستر مناسب برای زاد و ولد حشرات موذی (مگس و پشه) ایجاد میشود، به نحوی که در اکثر موارد مصرف مواد برای سمپاشی در منطقه تا ۳۰۰ برابر افزایش پیدا میکند که البته در اکثر موارد هم کاربرد ندارد زیرا که حشرات به این مواد تا حدودی مقاوم شدهاند و با توجه به سطح گسترده پراکندگی پسماند باز امکان محلول پاشی در کل منطقه وجود ندارد، در تابستان ۱۳۹۶ موضوع به حدی رسید که شهرداری رشت مجبور به توزیع چسب مگس در روستاهای تحت تاثیر قرار گرفت.
با این اتفاق پلاستیکها بستر بیشتری پیدا میکنند که در معرض آفتاب قرار بگیرند و خرد شده و امکان این را می‌یابند که با باد حرکت کرده و پراکنده شوند، در این موارد بصورت گسترده حتی در محور رشت سراوان پلاستیکهای خرد شده مشاهده میشود که گاها به اشتباه گفته میشود که از ماشینهای حمل زباله ریخته شده که چنین نیست. این پلاستیکها در معرض نور خورشید موادی را منتشر میکنند که در حجم گسترده میتواند مانند ریزگردها تحریکهای تنفسی ایجاد کند.

حجم وسیعی از زباله در فضای آزاد قرار میگیرد که میتواند در اختیار پرندگان و حشرات قرار گیرد که میتواند سبب گسترش بیماریها در منطقه شود.
رانش دفنگاه موقعیت را برای آتشسوزیهای گاه و بیگاه فراهمتر میکند و قدرت پخش آتش را نیز در منطقه گسترش میدهد مثل بنزینی که در منطقه بصورت پراکنده ریخته شده باشد.
در کلاس ششم برای بچه‌ها نشان میدهیم، پسماندها را چند روز در یک پلاستیک ریخته و درش را بسته ایم، شروع به فساد میکنند و پلاستیک شروع به باد کردن، این نشان‌دهنده تولید گاز است.
در سراوان نیز در حالت عادی و رانش این اتفاق میافتد؛ حجم بالایی از گاز متان تولید شده به سمت سطح و فضای اطراف حرکت میکنند وقتی روی این پسماندها را با شن میپوشانیم، اگر بر حسب اتفاق در این معدن شن، حجمی از رس هم وجود داشته باشد که ریز و با چسبندگی بالاست، سبب میشود که روزنه های بین ذرات شن پر شود و محلی برای خروج گاز متان وجود نداشته باشد. در این حالت محل دفن شبیه کپسول گازی است که در حال پرشدن است و میدانیم که گاز متان به سرعت قابلیت اشتعال دارد و کپسول پر شده کافی است که به یک جرقه برسد و انفجار بزرگ؛
در واقع میتوانیم بگوییم که دفنگاه سراوان تبدیل به یک بمب ساعتی شده و فاجعه در حال رخ دادن است، انفجار در مرکز دفن ما که حدود ۱۷ هکتار است یعنی از دست دادن امکان دفن و بروز انفجار در حوالی شهر رشت. این یعنی همواره باید آماده انفجاری باشیم که از محل دفن تا اداره کل آموزش و پرورش استان گیلان در میدان فرهنگ رشت را خواهد لرزاند …
از این دست انفجارها در سایر دفنگاههای ایران هم داشتهایم در شهر مشهد ۶ نفر، ۱۲ نفر در شیراز و ۲۰ نفر در خوزستان بر اثر انفجار مرکز دفن جان باختند. این اتفاق در شهر رشت با آتشسوزی از سال ۱۳۸۵ تاکنون چندین مورد رخ داده و ۲ سال تمام آتشسوزی مدام در سراوان ادامه داشت و راههای بسیاری آزموده شد تا بتوان آتش را خاموش کرد زیرا که شیراز با مرکز دفن ۲۸۰ هکتار از ۱۰۰۰ هکتار زمین در اختیار با سراوان ۱۷ هکتاری بسیار متفاوت است و لازم است که با حساسیت بیشتری مدیریت شود تا چالشهای بزرگتری ایجاد نشود. اتفاق آتشسوزیهای آرام و مداوم سراوان همواره سرپوش گذاشته شده و هیچگاه گزارش درستی از آن تهیه نشده است.

دفنگاه سراوان چگونه انتخاب شد
یازدهم تیرماه سال ۱۳۶۳، در یک‌روز گرم و شرجی مسئولان شهری گیلان گردهم می‌آیند تا برای تخلیه زباله رشت تصمیم بگیرند. نماینده سابق ولی‌فقیه حاج‌صادق احسانبخش به همراه فرماندار و شهردار و مدیرکل وقت اداره منابع طبیعی در دفتری در اداره کل منابع طبیعی گیلان جمع می‌شوند تا منطقه‌ای را برای دفن زباله شهر رشت انتخاب کنند.
۱۵ روز پس از آن جلسه یعنی در تاریخ ۲۶ تیرماه ۱۳۶۳ اداره منابع طبیعی متعهد می‌شود که ۵/۲ هکتار از مساحت منطقه جنگلی “چپلی رودخان” که اکنون در حوزه استحفاظی جنگلداری و جنگلکاری سراوان است، را به شهرداری برای دفن زباله تحویل دهد. تحویل انجام می‌شود اما به شروطی:
الف) عرصه موقتا تحویل شهرداری شود.
ب) شهرداری خود راسا اقدام به احداث و تعرض جاده نکند. (به عبارتی از تعرض جاده خودداری کند.)
مفاد این قرارداد نیز به امضای مسئولانی از محیط‌زیست، شرکت‌ سهامی کشاورزی، فرمانداری، جنگلداری و… می‌رسد.
در سوم آذر سال ۱۳۷۰ نامه‌ای به شهرداری از سوی اداره منابع طبیعی نوشته می‌شود: “از آنجا که ۵/۲ هکتار واگذار شده به شهرداری بصورت موقت و بدون مطالعه کافی بوده و دفن زباله در این مکان باعث نابودی جنگل‌های اطراف و فضای سبز منطقه شده، ضروری است برای رفع این مشکل جلسه‌ای تشکیل تا جای دیگری برای موضوع انتخاب شود.”
رونوشتی نیز به فرمانداری و دفتر نماینده ولی‌فقیه در استان ارسال می‌شود و از آنها خواسته می‌شود با توجه به عدم اجرای تعهدات از سوی شهرداری، در مورد دفن زباله در این محل مخالفت به عمل بیاید تا این مساله باعث تخریب بیشتر منطقه و پوشش گیاهی جنگل سراوان نشود، ضمن آنکه دیگر کم‌کم آب‌های سطحی و زیرزمینی منطقه نیز آلوده شده و هوای جنگل نیز به شدت در حال آلوده شدن است.
شهرداری وقت نه تنها کاری انجام نداد بلکه ۳ هزار مترمربع دیگر را نیز تصرف کرد. (از محل رانشی که گفته میشود تعمدی بوده) اداره منابع طبیعی این بار با تنظیم صورتجلسه‌ای بار دیگر تخلف شهرداری را به او یادآور می‌شود اما باز هم کارگر نمی‌افتد. استناد این اداره براساس مواد ۴۲ قانون حفاظت از منابع طبیعی و ۶۹۰ قانون مجازات اسلامی است و ماجرا همچنان ادامه دارد.
این مرکز دفن پس از ۳۵ سال با ارتفاع تقریبی ۹۲ متر پسماند (بصورت میانگین ۷۵ متر)؛ بلندتر از برج آزادی (ارتفاع آن ۴۵ متر است) و تقریبا اندازه یک ساختمان ۳۰ طبقه؛ همچنان مرکز دفع موقت پسماند شهرهای رشت و تابعه است که این خود سبب بحران حاد در منطقه شده است.
در حال حاضر روزانه حدود ۱۰۰۰ الی ۱۱۰۰ تن زباله به دفنگاه سراوان انتقال مییابد که از این میزان ۶۵۰ تا ۷۰۰ تن سهم شهر رشت و مابقی سهم شهرستانهای فومن، ماسوله، ماسال، شفت، صومعه‌سرا، تولمشهر، خمام، سنگر، لولمان، خشکبیجار، احمد گوراب، رستمآباد، لشت نشاء، کوچصفهان و روستاهای اطراف است.
این مرکز دفع زباله تقریبا همه نواقص و معضلات ممکن را در خود جای داده است یعنی اگر بخواهیم بدانیم که دفن زباله به چه شکلی نباید انجام شود این مرکز نمونه بسیار خوبی خواهد بود.
زباله‌ها در سراوان به صورت روباز ریخته می‌شود. مهم‌ترین کاری که در این مرکز برای بهبود شرایط روی می‌دهد کاری است که به آن “فشرده‌سازی زباله” گفته می‌شود. اما کلمه فشرده‌سازی در برابر کاری که در عمل روی می‌دهد بسیار پرطمطراق است. فشرده‌سازی در این مرکز توسط دو بولدزر انجام می‌شود. کاری که بولدزر به عنوان فشرده‌سازی انجام می‌دهند درواقع تنها هل دادن زباله‌ها از جایی که کامیون‌ها آن‌ها را تخلیه می‌کنند تا انتهای دره شکل گرفته از کوه زباله‌هاست. وزن معنایی کلمه فشرده‌سازی بر دوش وزن چندتنی بولدزرهاست که در رفت‌وآمد روی این دشت وسیع زباله، آن‌ها را کمی له و فشرده‌تر می‌کنند. براساس دستور کار مراکز “دفن زباله”، باید روی این زباله‌ها لایه لایه خاک ریخته شود.
در گذشته تلاش شده بود تا از نخاله ساختمانی به‌جای خاک برای پوشاندن این زباله‌ها استفاده شود اما این تلاش به نتیجه نرسید، درنتیجه این زباله‌ها هر چند مدت یک بار با شن و ماسه برداشت شده از کف رودخانه‌ها پوشانده می‌شود.
در سال گذشته از محل اسناد خزانه اسلامی دو دستگاه کمپکتور برای مرکز دفن سراوان خریداری شده است که کمپکتورها برای مراکز دفن بهداشتی که ارتفاع زباله در آن حداکثر ۳ متر است، کاربری دارد. سوال اساسی اینجاست که این با چه توجیحی از پول بیتالمال خریداری شده و آدم را یاد ۸ دستگاه جاروب شهری که از فرانسه خریداری شده بود و هیچگاه در شهر دیده نشده و یواشکی در پارکینگ سالهاست که خاک میخورد، میاندازد.
با همه این اتفاقات که بنظر نگارنده نمیتواند از چشمان یک کارشناس مجرب دور بماند، مدیریت شهری با رویکردهایش گرد ناامیدی را بر درک شناخت از مساله مدیریت پسماند نشانده است، از جمله آن برای آشنایی خوانندگان گرامی:
پس از تلاشهای شبانهروزی مجموعه مدیران استانی، شورای اسلامی شهر رشت و سازمان مدیریت پسماندهای شهرداری رشت اکنون در بحث دفن و تصحیح زبالهها در مرکز دفن سراوان شرایط مناسبی ایجاد شده است به گونهای که میتوان از محوطه ایجاد شده برای فعالیتهای مختلفی استفاده نمود. سازمان مدیریت پسماند در نظر دارد علاوه بر درختکاری در مرکز دفن زبالههای سراوان نسبت به ایجاد یک بستر مناسب برای بازی فوتبال جهت استفاده اهالی همجوار مرکز دفن زبالههای سراوان اقدام نماید تا شهروندان و فرزندان اهالی آن محدوده بتوانند اوقات فراغت خود را در آن مجموعه با نشاط و سرگرمی سپری نمایند … این مرکز که دو برنامه نمادین در آن نیز اجرا شد هیچ نوع کاربردی نداشته و اصولا بهداشتی نیست.
حاجیپور در ۹مرداد ۱۳۹۶ گفته است که ظرفیت سلول فنی مهندسی بهداشتی سراوان ۲۰۰ هزارمتر مکعب است (که در ۱۵ آبان ۱۳۹۵ استارت اجرایی آن خورده بود) تقریبا نیمی از ظرفیت آن پر شده و برای جلوگیری از نفوذ شیرابه به لایه های سطح زمین، در کف سلول از لایههای ژئوممبرن و ژئوتکستایل استفاده شده که بعد از هدایت شیرابه به تصفیه خانه خروجی آب با استانداردهای محیطزیستی به رودخانه زرجوب انتقال داده خواهد شد‌.
در مرکز دفنی که سالها فعال است و در روی زبالههای انباشته شده امکان ایجاد سلول دفن بهداشتی اصلا ممکن نیست.
سمپاشی مستمر زبالهها برای کاهش رشد و تکثیر حشرات موذی در لندفیل سراوان که خود سبب گسترش آلودگی و حشره و ایجاد حشرات مقاوم شده است. از سوی دیگر مواد شیمیایی استفاده شده در بسیاری از چاههای منطقه مشاهده میشود یا بارشها شسته شده و مزارع را سیراب کرده و به تالاب انزلی میرود، از دیگر افتخارات مدیریت شهری است.
تابلوی روزشمار تعطیلی دفنگاه سراوان که از دو سال گذشته نصب شده و تحریک بیشتر مردم را بدنبال داشته و دروغی تبلیغاتی است، از این دست ماجراها است که در این زمان عدد ۱۲۵ روز را نشان میدهد.

پیشنهاد
وابستگی شدید معضلات و مشکلات محیطزیستی، نیازمند یک مدیریت منسجم و یکپارچه در تمامی ابعاد است، در غیر اینصورت نه تنها مشکل منطقه سراوان بر طرف نمیگردد بلکه مشکلات مناطق بیست گانه دیگر (و حدود ۶۵ دفنگاه غیررسمی) که در آنها تولید روزانه ۲۰۰۰ تن زباله استان گیلان دپو میشود نیز تشدید خواهد شد و این قصه پر درد وحشتناک ادامه مییابد.
در واقع هیچگاه نمیتوان چنین بحرانی را با تمرکز بر یک جنبه از مدیریت مرتفع کرد، مدیریت پسماند یک پروسه است که با کاهش تولید شروع و با دفن اتمام مییابد.
باید به این باور برسیم که رفع تمامی مشکلات از کانال شبکههای دولتی و با موارد آمرانه امکانپذیر نیست و قطعا باید در پروژههای توسعهای و اجرایی در این زمینه از ظرفیت بخش خصوصی، تشکلهای اجتماعی و مشارکتهای مردمی استفاده کرد.

منبع: مرور


کانال تلگرام شمال ما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *