گزارش از مرضیه ضامن؛



شمال ما: خیر الکلام افصح المتکلمین، نخستین نشریه ای بود که به سال۱۲۸۶ سرآغاز پربار تاریخ روزنامه نگاری گیلان را رقم زد و امروز، پس از فراز و فرود دنیای رسانه، محمدتقی پوراحمد جکتاجی نامی پایدار در این عرصه استان شده است.

 

گرمای گیلان تیز و خیس است و در خیابان های شهر که قدم می زنی در انبوهی از انسان، دغدغه و رسانه سردرگم می شوی … هیاهوی اینترنت است و هر فروشنده ای به اغوای اینترنت رایگان سعی در جذب مخاطب دارد و گویی دیگر ، مردمان کمتر برای خواندن تیتر روزنامه های چیده شده صف می کشند.
” رسانه های نوشتاری می میرند” شاید این هولناک ترین پیش بینی و نظریه ای باشد که این روزها در هجوم اینترنت و کمبود کاغذ پیش روی روزنامه های سربی رخ نموده است.
فیروز فاضلی مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان از پالایش محتوایی مطبوعات سخن می گوید و معتقد است: اگر رسانه‌ها محتوامحور عمل کنند، ماندگار خواهند شد و در غیر این‌صورت مدت کوتاهی می‌آیند و می‌روند.
چیدمان دکه داران مطبوعات تنها تعدادی روزنامه های شناخته شده است و گویا برای کسب درآمد بیشتر بر آب و خوراک و دود خود افزوده اند اما در این بین “گیله وا ” نامیست که هنوز بین نشریات نوشتاری گیلان هر دو ماه یکبار، نفس تازه می کند.
محمدتقی پوراحمد جکتاجی با نام ادبی م.پ.جکتاجی متولد ۱۳۲۶ روزنامه نگار، محقق، مترجم ، شاعر و داستان نویس گیلک است که پیش از انقلاب فعالیت در عرصه رسانه را آغاز کرد و از سال ۷۱ با انتشار دوماهنامه فارسی – گیلکی گیله وا ، همچنان ماندگار است.
جکتاجی از مفاخر فرهنگی استان است و به پاس تلاش های او همایش ها برگزار شده ؛ سراغش را که می گیریم محله زادگاهش حاجی آباد رشت را نشان می کنند و پی که می گیریم، در دفتری ساده و قدیمی لابه لای انبوه کتاب هایی آغشته به نام سرزمینش، گیلان؛ گروه ایرنا را پذیرا می شود.
گرما روی سنگفرش کوچه گنجه ای ابتدای بن بست صفاری یله شده و قدری پیشتر از پنج عصر وارد نشر گیلکان می شویم؛ استاد پشت میز کارش نشسته و به کاغذ و قلم و کتاب مشغول است، احترام و ادب ویژگی بارز این نسل است و سخن که آغاز می کند در نهایت حرمت به مطرح گران نظریه ” رسانه های نوشتاری می میرند”  این نظریه  را رد می کند؛ همچنان به میراث گوتنبرگ وفادار است و بحران آن را بر نمی تابد.
جکتاجی در گفت و گو با خبرنگار ایرنا سخن آغاز می کند و می گوید: این یک واقعیت است که حضور مخاطب در روزنامه نگاری سایبر به مراتب قوی تر از روزنامه های کلاسیک است چرا که تنوع ، سرعت و فضای گفتمانی در این فضا مستتر است اما اینکه بگوییم رسانه های نوشتاری می میرند، اشتباه است .
وی با لبخندی محو ادامه می دهد: مگر در گذر سالیان و هجوم انواع وسایل ارتباط جمعی از جمله تلویزیون و رادیو، روزنامه ها مردند که امروز بمیرند؟ نه … همچنان به سبب عمق نگاری و گواه بودن ماندگارند.
لبخندش عمیق تر می شود و می گوید: برعکس این نشریات مجازی هستند که پا در هوا و در حالت تعلیق هستند؛ موج هستند و ممکن است به هر دلیلی شاید فرآیند یک تکنولوژی نوینِ جایگزین، از بین بروند.

وی ادامه می دهد: فضای مجازی برای ذائقه متوسط جامعه محبوب شده ؛ برای آنانی که هیچوقت مطالعه مکتوب و عمیق ندارند اما ذاتا انسان های جستجوگری هستند و بدین سبب مغلوب ترفند رسانه های مجازی شدند که شگردش اختصار، تنوع  و سرعت است.
جکتاجی تکرار می کند: زمانی خواهد رسید که آن ذائقه تنوع طلب سرعت خواه، همین فضای مجازی را هم پس می زند و به رسانه ای دل خواهد بست که ماناتر باشد و ادبیات، عشق و زندگی ارائه دهد.
وی ادامه می دهد: بنابراین کار پژوهشی، ادبی، هنری و عمیق یک چیزیست و خبررسانی و رقابت در خبر و دریافت لایک و فالور موضوع دیگریست که به نوعی سوداگری هم محسوب می شود.
این پژوهشگر و فعال فرهنگ و مطبوعات معتقد است: اینترنت و فضای مجازی با همه ویژگی های نیک ، مانع شده جوانان کمتر کتاب ورق بزنند و سند پایه اول را دست بگیرند بلکه با وجود اینها تحقیق به معنای عمیق و کلاسیک جایگاه خویش را از دست داده و سند دست چندم را از فضای مجازی می گیرند و جای تاسف است که جایگزینیِ نسل ممتاز گذشته را نخواهیم داشت.
جکتاجی می افزاید: شاید اگر ما مقداری اصل شفافیت، آزادی مطبوعات را لحاظ کنیم؛ نشریات نوشتاری می توانند بار دیگر ایجاد جذبه کنند، شاید جوانان بار دیگر بجای مطالعات ناقص مجازی، کتاب دست بگیرند و رو به مطالعات عمیق بیاورند.
وی تاکید می کند: ابزار جدید را رد نمی کنم، دارای محاسن بسیاری هستند اما بسته به نحوه بهره مندی از آن برای مخاطب تنبلی میآورد؛ ضمن اینکه اگر مطبوعات نوشتاری آزادی عمل داشته باشند، محتوا محور و صادق باشند، شاید کمتر مردم جذب رسانه بیگانه شوند که بالطبع اهداف خویش را دنبال می کنند.
وی تاکید می کند: باید همه چیز بر مبنای این باشد که همه یک بافت اجتماعی هستیم که خواهان رشد و اعتلای کشورمان هستیم ؛ شبه آزاد هم باشد راضی هستیم، خبرنگار باید با خودش روراست باشد و خبرهای واقعی را منتشر کند و مردم هدف باشند؛ اگر شجاعت و صداقت در درون خبرنگار باشد، قلمش پاک است اما اگر بخواهد دوزار و دهشاهی ، ممیزی رسانه و نهادها را بربتابد، طبیعتا به مماشات می افتد و قلمی که می زند قلم درستی نیست.
جکتاجی پاسخگوبودن مطبوعات به نیاز جامعه را مبتنی بر بحث گسترده تئوری مطبوعات می داند و می گوید: تئوری مطبوعات که خود بر مبنای دو شق استبدادی و شق آزادی استوار است، نشان می دهد مطبوعات در چه زمان و کدام جغرافیا عرضه می شود و چه بخش از جامعه را تحت تاثیر قرار می دهد، البته شق استبداد شق شناخته شده ای هست برای همه جای جهان و نگاه از بالا به پائین است و بیشتر جنبه سفارشی، نمایشی و فرمایشی است اما در شق آزادی صداقت و شفافیت هست و همه جای جهان وجود دارد.
وی می افزاید: اگر رسانه در بیم و هراس باشد خوف زده است رسانه درست وسالم کار نمی کند و اگر رک و روراست است نشان از صداقت و نجابت دارد و دارد به مردم خدمت می کند.
جکتاجی ادامه می دهد: گاهی وقت ها مسائل اقتصادی حاکم است چون کشور ما که دچار تحریم است و هزاران مشکل همچون گرانی کاغذ ، زینک و … بروز می کند و مدیرمسئول اگر استقلال داشته باشد دچار مشکل خواهد شد و در چنین شرایطی خود، سانسورچی خود هستند برای اینکه بتوانند بمانند.
این پژوهشگر و فعال فرهنگ و مطبوعات گیلان، خبر را به چشمه جوشانی توصیف می کند – در صورت درست عمل کردن چرخه خبر و روراست بودن خبرنگار با خود و جامعه – که از سر منزل، زلال و شفاف است اما اگر در مسیر جریان به زباله های خوف ، سازش ، سفارش ، لابی گری ، رانت و … آلوده شود، در پائین دست قابل نوشیدن نخواهد بود.
جکتاجی می گوید: مردم هم دو گروه هستند؛ گروهی که می خواهند خبرنگار شجاع باشد و بنویسد اما خودش پشت او را خالی کند و گروهی دیگر که باور دارند هرچه هست، همینست.
جکتاجی علاوه بر تالیف، ترجمه، تحقیق و سرودن شعر انتشار روزنامه دامون، نشریه گیله وا  ، گردآوری گیلان نامه که مجموعه مقالات گیلان شناسی است را در کارنامه فرهنگی – پژوهشی خود دارد اما در کوران کار، روزنامه نگاری و رسانه را اولویت کاری خویش می داند.

سخن را قطع می کند و دقایقی کوتاه با اشتیاق به فرهنگ بومی سخن پی می گیرد و می گوید: گیله وا تنها رسانه دو زبانه گیلان است؛ البته دیگرانی آمدند، آغاز کردند اما نماندند که کاش ! می ماندند.
او می گوید: هدف من از انتشار گیله وا به زبان فارسی و گیلکی، جلوگیری از استحاله شدن زبان گیلکی و احیای آن برای نسل تازه است.
جکتاجی ادامه می دهد: بایستی برای فرهنگ بومی و مادری تلاش کرد وگرنه حال که همه چیز محو می شود او نیز چنین …
وی گیله وا را به همین واسطه پر مخاطب می داند و می گوید تا مادامی که سلامت تن اجازه دهد، گیله وا برای این مرزو بوم می ماند و اگر دیگر اقوام نیز به ماندگاری فرهنگ بومیشان معتقد و متعصب باشند، تقویت فرهنگ ملی ماندگار است.
وی تاکید می کند: خبرنگار نباید در عرصه کار آلوده سیاست باشد، شخصا می تواند تابع مواضعی باشد اما نباید در واقعیت های اجتماعی درز دهد باید قلمش هم آزاد باشد که سمت و سویی از آن به مشام نرسد، خبر را صادقانه دریافت کند و شفاف انتشار دهد؛ در انتشار خبر هوشمند باشد و بدخبرها را ملاک قرار ندهد و به دور از سیاه نمایی، علاوه بر بیان درد درمان نیز ارائه کند.
عکاس ایرنا مشغول عکاسی از استاد است که سخنان علی اکبر قاضی زاده روزنامه نگار و پژوهشگر حوزه رسانه و ارتباطات که سالها پیش استاد خبریمان بود، در ذهنم تداعی می شود : مردم خیلی وقت است که دیگر به ما رسانه ها اعتماد ندارند، چون به آنها چیزی نمی دهیم . ما روزنامه نگاری بلد نیستیم ، کدام یک از روزنامه نگارها عادت به مرتب کتاب خواندن، نمایش دیدن، با مردم زندگی کردن و پا به پای شادمانی هاشان پای کوبیدن دارند؟
کار عکاس ایرنا تمام شده و استاد جکتاجی تاکید می کند که اهل مصاحبه نیست و با ایرنا نیز چون همیشه رسالتِ رسانه ای خویش ، زلال و شفاف سخن گفته است و گروه ایرنا را نیز با اهدای کتاب از تالیفاتش پند می دهد که باید با مردم باشیم، با آنان بنشینیم و بلند شویم و ما نیز تازه آموخته، استاد را بدرود می گوییم و هنوز تیغ آفتاب تیز است… .


کانال تلگرام شمال ما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *