بابک مهدیزاده

شمال ما: رسانه های گیلان ، فاصله ای کهکشانی دارند با آنچه که پیشکسوتانشان بودند. نسیم شمال و جنگل و حبل المتین پیشکش، کادح و گام و گیله وا هم آرزوی ماست. حیف… .

 

۱- فکر کنم سال ۸۰ بود که سیدمحمد خاتمی ، رییس جمهور وقت ایران به گیلان آمد. آن زمان خبرنگار بخش سیاسی روزنامه گیلان امروز بودم و می بایست اخبار مربوط به سفر رییس جمهور را پوشش می دادم. ساعت ۶ صبح بیدار شدم و بعد از صرف صبحانه رفتم میهمان سرای اداره گاز،که اگر اشتباه نکنم در دروازه لاکان واقع بود. ساعت ۷ صبح رسیدم ، میز صبحانه چیده شده ، خبرنگاران اعزامی از تهران همگی مشغول تمیزکردن لنز دوربین ها و چک کردن لب تاپ ها و خبرنگاران گیلانی ، اکثرا کت و شلوار پوشیده نشسته پشت میز صبحانه مشغول گپ و گفت و خنده و تناول. چون جوان بودم و تازه کار نه کسی از خبرنگاران گیلانی مرا چندان می شناخت (یا حداقل سعی می کردند به نشناختن بزنند) و نه خبرنگاران رسانه های ملی که محل اقامتشان تهران بود. مینی بوس مخصوص خبرنگاران ساعت ۸ صبح رسید. گیلانی ها جدا و تهرانی ها جدا. یک مینی بوس ماند و دو خبرنگار رسانه ملی و مابقی خبرنگارهای رسانه های محلی. مقصد هم قرارگاه نیروی هوایی برای نشستن هلی کوپتر و اعزام به تالش و پوشش خبری سخنرانی رییس جمهور. اما صحنه ای از آن روز در ذهنم ماند که هیچ گاه از خاطرم نخواهد رفت. خبرنگاران رسانه های ملی آنچنان از موضع بالا به ما خبرنگارهای محلی نگاه می کردند که انگار اصلا وجود نداریم. آن روز شاید این را به حساب خودپسندی شان گذاشتم اما امروز می فهمم که دلیل همین خودپسندی چه بوده است؟
در آن دو روز وقتی هر سخنرانی به پایان می رسید و رییس جمهور می بایست به شهر دیگرمی رفت و یکی دو ساعتی برای ما خبرنگاران ، زمان بود که ناهار بخوریم و خبر تهیه کنیم، خبرنگاران تهرانی تمام وقت مشغول مخابره خبر و مصاحبه بودند و اکثر خبرنگاران گیلانی ، منتظر سرو غذا و استراحت. آن زمان ، گیلان امروز تنها رسانه گیلانی بود که تحریریه واقعی داشت. نزدیک ۱۰ نفر خبرنگار در بخش های مختلف سیاسی ، هنری ، ورزشی و… که اجازه تهیه رپرتاژ و آگهی نداشتند و کلا بخش تولید محتوا با بخش آگهی کاملا جدا بود. من هم یکی از آن ها. وقتی مقرر شد پوشش دهنده اخبار سفر رییس جمهور باشم ، سردبیر یک دستگاه واکمن ، یک عدد دوربین عکاسی و یک دستگاه موبایل (آن زمان اکثر مردم موبایل نداشتند) به من داد تا با واکمن از چهره های سرشناس و مردم مصاحبه بگیرم و گزارش تهیه کنم ، با دوربین حواشی این سفر را ثبت کنم و با موبایل ، حواشی و نکات مهم سخنرانی را مخابره کنم. کاری که بعد از پایان برنامه سخنرانی تا ساعت ۱۲ شب هم ادامه داشت. کاری که یک خبرنگار باید انجام می داد. کاری که رسانه های گیلان انجام نمی دادند و کارشان شده بود درج اخبار خبرگزاری ها (باآنکه خبرنگارشان تمام مدت در مراسم حضور داشت) و ارسال فاکتور به استانداری و دریافت هزینه چاپ اخبار مربوط به سفر رییس جمهور. به عبارتی اخباری را که یک اتفاق مهم محسوب می شد و می بایست به عنوان وظیفه یک رسانه پوشش می دادند، به چشم یک اتفاق مالی می دیدند و جالب آنکه مدیران دولتی هم به این عادت با قبول بی منتشان دامن می زدند. البته که بی منت نبود و در عوض انتظار حمایت همه جانبه و چشم بستن بر نقاط ضعف داشتند.
۲- محمود احمدی نژاد که به گیلان آمد در تیم خبری، همراهش نبودم. اما عکس یادگاری خبرنگاران با رییس جمهور را دیدم. همه خندان و شاد و پرافتخار. خیلی هایشان بعدها شدند اصلاح طلب تمام عیار و منتقد سرسخت احمدی نژاد و در دولت روحانی و با حمایت اصلاح طلبان شدند، فرماندار و مدیرکل و مدیرمسئول پایگاه های خبری. اما عکس شان که در آن سال ها هرجا می رفتند و از جیبشان درمی آوردند تا به دوستانشان نشان دهند و شاید اکنون پاره اش کردند، هنوز در آرشیو خیلی ها موجود است.
۳- سال ۹۷ با سال ۸۰ از زمین تا آسمان تفاوت دارد. گستردگی اینترنت و شبکه های اجتماعی خبرنگاران را نسبت به حضور مستقیم در رویدادهای اینچنینی بی انگیزه کرده است. مشکلات مالی و روانی این شغل هم مزید برعلت است. اما یک اصل در خبرنگاری هیچ گاه و هیچ وقت تغییر نمی کند؛ بی طرفی و استقلال. شاید دیگر از آن تعداد بالای خبرنگاران رسانه های ملی ، به جز آن ها که تحت حمایت دولت هستند، در وقایع اینچنینی کاسته شده باشد اما نحوه خبررسانی همچنان حرفه ای و بی طرفانه است؛ اگر واقعا خبرنگار به معنای حرفه ای اش باشد. در عوض در گیلان… از چند روز مانده به سفر رییس جمهور رسانه های گیلان عمدتا به دو بخش تقسیم شدند؛ رسانه های اصولگرا که طبیعتا آتش توپخانه شان روشن شد و رسانه های غیراصولگرا (چه اصلاح طلب و چه بی خط و ربط) که تبدیل شده اند به ستاد استقبال از رییس جمهور و چپ و راست از این و آن مصاحبه می گیرند در تایید برکات سفر و خوبی های دولت. شاید به اندازه انگشتان یک دست ، از خیل عظیم رسانه های رنگارنگ گیلان، باشند خبرنگارانی که نه منتقد ناعادل دولت باشند و نه عاشق سینه چاک آن (چه به دلیل تعصبات سیاسی و چه منافع مالی).
۴-رسانه های گیلان ، فاصله ای کهکشانی دارند با آنچه که پیشکسوتانشان بودند. نسیم شمال و جنگل و حبل المتین پیشکش، کادح و گام و گیله وا هم آرزوی ماست. حیف…

منبع: گیلان تیتر


کانال تلگرام شمال ما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *