بابک مهدیزاده

شمال ما؛

 

۱- به نام کاندیداهای شهرداری رشت که توسط ۱۱ عضو شورا معرفی شدند نگاه کنید. رزومه شان را بررسی کنید. سوابق علمی و اجرایی شان را بنگرید. شایعات و حواشی پیرامونی شان را تحلیل کنید. کدام یکی از این ها در حد و اندازه های نام شهر رشت هستند؟ می گویند شهرِ بزرگ ، شهردارِ بزرگ می خواهد. شهرِ ما کوچک است یا شهرداری که می خواهند انتخاب کنند واقعا بزرگ است؟ جوابش را ۱۱ عضو شورا باید بدهند اگر انصاف داشته باشند و وجدانشان به خاطر منافعشان با آن ها خداحافظی نکرده باشد.
۲- به نام ۱۱ عضو شورا نگاه کنید. حداقل چند نفرشان سابقه مدیریت اجرایی و نمایندگی مجلس دارند. علی القاعده شهردار یک شورا حداقل باید در حد و اندازه سوابق اعضای شورا باشد ، اگر بالاتر نباشد. آیا این کاندیداهای اعلام شده نصف سوابق اجرایی بعضی از اعضای شورا را دارند؟ شاید اصلا مهم نباشد. آدم های کوچک با آدم های کوچک کار می کنند و ادم های بزرگ با آدم های بزرگ. کوچک و بزرگی هم به مقام و پست افراد ظاهرا ربطی ندارد. بزرگی آدم ها به صداقت و ایثار و مردم دوستی شان مرتبط است. به همین دلیل است که این شورا با این اعضایش به بالاتر از این کاندیداها حتی فکر هم نمی کند. نمونه اش فاطمه مقیمی است که کسی حتی به او فکر هم نکرد. کاندیدای زنی با آن همه سابقه و مدرک و علم ، ذره ای از حجم بزرگ مغز و فکر اعضای شورا را پر نکرد. بله ، آدم های بزرگ فقط با ادم های بزرگ کار می کنند.
۳- آنقدر از اصلاح طلبان گفتیم به حمایت و آنقدر آن ها روسیاهمان کردند که خودمان شدیم مصداق چوپان دروغگو. اصلاح طلبان شورا می گویند کسی در شورا به نظرشان اهمیتی نمی دهد اما چطور می شود که همین مثلا بی اهمیت ها در نهایت رایشان را به یک کاندیدا – شاید از بین خود اعضای شورا- می دهند. ۴ عضو اصلاح طلب –البته فعلا فراکسیونشان به ۳ نفر رسیده است- بهتر از من و شما می دانند که رای شان چقدر تاثیر گذار است به عنوان یک فراکسیون منسجم اقلیت. اما ظاهرا زمانی خرجش می کنند که به نفعشان باشد. ظاهرا به نفع شخص خودشان نه به نفع مردم. (امیدوارم دوستان عزیز اصلاح طلبم ناراحت نشده باشند چون خسته ام از این همه بی وفایی) البته کورسویی امید دارم که اشتباه کرده باشم و این اعضا به آرمان های اصلاح طلبی شان وفادار بمانند و در لحظات باقیمانده یا کاندیدای خودشان را معرفی کنند یا اصلا رای ندهند. مگر اینکه قاطعانه به طرفدارانشان اثبات کنند که کاندیدای موردنظرشان واجد شرایط آرمان های اصلاح طلبی که هیچ ، همان بیانیه نیم بند و محافظه کارانه شورای هماهنگی اصلاح طلبان است. و اگر نباشد این اقناع ، من ، یکی، رایی که به آن ها دادم را حلالشان نمی دانم.
۴- می گویند رسانه هیچ تاثیری در تصمیم ۱۱عضو شورا ندارد. شورایی ها تصمیم شان را بر اساس فاکتورهای دیگری می گیرند. می گویند خسته نشدی از بس نوشتی و تاثیر نداشت. اما می نویسم چون کار دیگری از من برنمی آید. خسته هستم از عجایب این روزگار و ستمی که به شهرم و مردمانش می شود اما می نویسم چون این بغض فروخورده ام ، جایی ، روی کاغذی، باید نهان شود. شاید بغض دیگرانی هم باشد که خسته اند اما هنوز کورسو امیدی به معجزه ای ، شاید، دارند.
۵- هنوز امید دارم. چون دوستانی در شورا دارم که می شناسمشان، از اصلاح طلب تا غیراصلاح طلب. می دانم که آنقدر آلوده نشده اند که غرق شوند. امید دارم به وجدان هنوز بیدارشان که قیام کنند علیه این همه زد و بند و حقی که از مردم خورده می شود. تا روزی که شهردار از بین این کاندیداها انتخاب نشد می توان امید داشت به این شورا. بعد از آن تکلیفمان مشخص می شود. هرچند که سال هاست تکلیف «ما» با «آن ها» مشخص شده است اما هنوز امیدواریم که آدمی به امید زنده است. امیدی که از عشقمان به شهرمان نشات می گیرد. عشقی که منافع شخصی مان نمی تواند جایش را بگیرد.

 

 

منبع: گیلان تیتر


کانال تلگرام شمال ما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *