فرهام زاهد
شمال ما؛

ایرانی های زیادی به روسیه آمده اند. ایرانی هایی که از ورای ده ها مشکلِ ریز و درشتِ روزانه به روسیه آمدند تا به عشق ایران و نام زیبایش فریاد بکشند. هر شهری که تیم ملی بازی داشته باشد پر از ایرانی ها می شود و رنگ و بویی پارسی به روسیه بخشیده می شود. ایرانی ها انگار زندگی شان را گره زده اند به جام جهانی. انگار فوتبال برایشان روزنه ای باز کرده برای دقایقی خوش بودن. ساعاتی در کنار هم بودن. لحظاتی برای شاد زیستن. شاید پربیراه نباشد اگر بگویم ایرانی ها در بین ملت های دیگری که در جام جهانی حضور دارند بیشتر به برد و در واقع بهانه ای برای شادی نیاز دارند. شاید خارجی ها تعجب کنند که ایرانی ها بعد از باخت به آرژانتین در جام جهانی قبل یا باخت به اسپانیا در جام جهانی کنونی خوشحال بودند و به خیابان آمدند تا شادی شان را باهم تقسیم کنند. اما اگر‌ ایرانی باشی تعجب نمی کنی از این رفتار.
ایرانی ها به هر شیوه ای نشان می دهند که چقدر به شادی نیاز دارند. چقدر به باهم بودن محتاجند. چقدر رویای خندیدن با همدیگر را دارند. ایرانی ها ثابت کرده اند که ممکن است زیر خروارها مشکل اقتصادی و سیاسی له شوند اما همچنان تشنه تفریحات جمعی هستند. تشنه باهم بودن. تشنه خندیدن. حال چرا ما این ابتدایی ترین و بی هزینه ترین خواسته را دریغ کنیم؟ ملت ایران یکی از کم توقع ترین و با درک ترین ملت های دنیا است و این را در بزنگاه های مهم تاریخی اثبات کرده است. ملت ایران نشان داده که حتی اگر به خاطر ناکارآمدی مدیران و دولت ها تحت فشار اقتصادی و معیشتی قرار گیرد اما هیچ گاه به کشورش پشت نمی کند. پس چرا جلوی شادی اینچنین ملتی را بگیریم؟ ملتی که در مقابل فشارهای خارجی سر تعظیم فرود نمی آورد و مقاومت می کند شاید یکی از اصلی ترین خواسته هایش شاد بودن است. خواسته ای که برآورده کردنش توسط دولتمردان هیچ هزینه ای هم برایشان ندارد. خواسته اقتصادی نیست که بگوئیم دولت با تحریم و کمبود زیرساخت ها و هزاران دلیل دیگر روبرو است و قادر به تامین خواست های معیشتی ملت نیست. شاد زیستن مردم در ابتدایی ترین حالتش فقط کمی درک می خواهد.
نمایش بازی در میدان شهرداری رشت هزینه ای روی دست دولت و شهرداری نمی گذارد. به جایش دل این‌مردم مهربان شاد می شود. مردمی که هزاران دلار ارز از کشور خارج می‌کنند تا فقط چند روزی در کنار هم شاد باشند. لیاقت این مردم بیشتر از این هاست. این مردم نشان داده اند که اگر به ورزشگاه آزادی بروند نه تنها مرعوب جنس مخالف نمی شوند، نه تنها فحاشی نمی کنند ، که حتی پشت هم ، ردیف هم نماز می خوانند و بعد از آن پایکوبان می شوند تا لذت ناب باهم شاد بودن را همانند مردم دیگر دنیا تجربه کنند.
بیاییم کمی درک داشته باشیم و جلوی باهم بودن و شاد بودن این مردم محنت زده اما فداکار را نگیریم که ما وامدار و مدیونشان هستیم. باید بدانیم که پخش فوتبال از میدان مرکزی شهر ، لطف مدیران نیست که وظیفه مدیران است. مدیران در هر کشور توسعه یافته و توسعه نیافته ای می دانند که اگر می خواهند ملت متحد، غیرقابل نفوذ و راضی داشته باشند باید فرصت شاد بودن و از آن مهم تر “باهم شاد بودن” را از آن ها نگیرند. این در واقع لطف مدیران به مردم‌ نیست. این وظیفه مدیران و در اصل لطف مدیران به خودشان است. پس بیاییم دروازه پیاده راه فرهنگی رشت را همچون درهای ورزشگاه آزادی باز کنیم و امید داشته باشیم این در همیشه باز بماند و ذره ای از لطف و مهر این مردم محنت زده اما وفادار را جبران کنیم.

 

 منبع: گیلان تیتر

کانال تلگرام شمال ما

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *