هوشنگ ماهرویان

شمال ما؛

اوایل انقلاب، به‌منظور مبارزه با زمین‌بازی و زمین‌خواری، معامله زمین ثبت نمی‌شد. بنابراین زمین با قولنامه خریداری می‌شد و معامله بعد از ساخته‌شدن به ثبت می‌رسید. تازه، کسی که صاحب خانه بود دیگر نمی‌توانست خانه خریداری کند.
چندسالی که گذشت، دیگر این قانون کنار گذاشته شد. عده‌ای به جان باغ‌ها و زمین‌های ملی افتادند و بسازبفروش‌ها جیب‌های خود را انباشتند، اما هدف کسانی که از معامله زمین و ثبت‌کردن آن جلوگیری کرده بودند، این بود که سرمایه‌ها به طرف تولید برود.
متأسفانه این که نشد، هیچ، چنین اقدامی اثر منفی خود را نیز برجای گذاشت و آن هم «معاملات قولنامه‌ای» بود. روستاییان آموختند که زمین‌های هکتاری خود را تکه‌تکه کنند و به مدد دهیاری و شورای روستا آن تکه‌تکه‌ها را به فروش برسانند. این عمل چنان رواج یافت که می‌شود قولنامه‌هایی را دید که ده‌هابار دست‌به‌دست، خریدوفروش شده و مهر دهیاری هم خورده است. بسیاری از این زمین‌ها را دیوار کشیده‌اند و بعد، مسئولان دیوارها را تخریب کرده‌اند تا جلوی نابودی زمین‌های کشاورزی گرفته شود، اما افسوس که زمین هکتاری وقتی ١٠٠ متری و ٢٠٠ متری شد، دیگر زمین کشاورزی نیست و امکان کشت در آن وجود ندارد.
بازی با زمین چنان گسترش یافته است که شهرداری‌ها هم از آن بی‌نصیب نمانده‌اند. شهرداری‌ها خود باید دخل‌وخرج کنند و بودجه ندارند؛ در نتیجه، دست‌اندازی به زمین‌های ملی آغاز می‌شود و زمین‌خوارها و بسازبفروش‌ها با کمک شهرداری زمین‌های ملی را به ویلا و خانه و آپارتمان و واحد‌های تجاری تبدیل می‌کنند و در این میان، ایران عزیز ما این‌گونه طبیعت بکر خود را از دست می‌دهد و مراتع و جنگل‌هایش تخریب می‌شود. این مسئله عمدتا در شمال ایران اتفاق می‌افتد که مرتبا شاهد ساختمان‌های ویلایی و نابودی مزارع و جنگل‌های خود است.
چندی پیش دست‌اندرکاران جاده چالوس که از نداشتن بودجه برای تکمیل جاده شکایت داشتند، طرحی دادند که باید نشست و گریست. گفتند زمین‌های اطراف جاده را به سازندگان می‌فروشیم تا ویلا و هتل و رستوران و مجتمع تجاری بسازند و با پول زمین‌ها، جاده را به پایان می‌رسانیم و این زمین نیز بخشی از همه زمین‌های ملی است؛ از مرتع گرفته تا جنگل. زمین‌بازی کل اقتصاد ایران را به تصرف خود درآورده است؛ از دولتی تا بخش خصوصی. گویی دارند یک زمین بسیار بزرگ را تقسیم می‌کنند و خصوصی.
مدتی پیش نیز آقای روحانی برای بافت‌های فرسوده فکری کردند و در سخنرانی‌شان آن را بیان کردند. ایشان گفتند زمین به سازنده‌ها می‌دهیم تا بسازند و در ازای آن به‌جای پول به آنها زمین می‌دهیم، اما منظور چه زمینی است؟ همین زمین‌های ملی؟ متأسفانه کسی از آقای رئیس‌جمهور نمی‌پرسد که برای این کار زمین از کجا می‌آورید. اگر چنین کنیم، زمین‌های ملی به تاراج می‌رود. آری، تاراج.
منبع: روزنامه شرق

کانال تلگرام شمال ما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *