به بهانه نابودی قریب الوقوع تالاب انزلی؛



نیما صائب

شمال ما؛

 

تالاب های ایران حال خوبی ندارند. رو به مرگ اند. در بستر احتضار افتاده اند. تمام ۲۲ تالاب بین المللی ایران با مساحت یک میلیون و ۴۸ هزار و ۱۸۷ هکتاری ثبت شده در کنوانسیون رامسر دارند خشک می شوند. عمده ترین دلیلش هم «انسان» است. فرقی نمی کند دولت باشد یا شهروند. در ایران کسی را غم طبیعت خدا نیست ظاهرا. یکی از بس شکار و صید می کند تبر به ریشه تالاب می زند یکی هم سد می سازد و تالاب را کن فیکون می کند. اجرای طرح های عمرانی و فروش زمین های مرداب به ویلاسازان دیگر چیزی از زیبای هایی طبیعی این مرز و بوم برجا نگذاشته است. مرداب سحرانگیز انزلی با پرندگان کم یاب و گونه های گیاهی بی نظیرش که زمانی گران ترین غذای دنیا یعنی خاویار را در دل ماهیان ساکنش می پروراند و مرکز تفریح گردشگران خارجی بود ، اکنون میزبان فاضلابِ خانه های مردم گیلان و کارخانجات است و نه دیگر خبری از خاویار است و نه ماهیِ لذیذِ سفید. سال هاست که کسی فکر لایروبی مرداب به سرش نزده که هیچ، اراضی حاشیه ی مرداب هم کم کم تبدیل به زمین های کشاورزی می شوند یا شهرک های ویلاسازی. گیاه آزولا هم به خاطر عدم رسیدگی مسئولین به مرداب ، دمار از روزگارش درآورده و با جلوگیری از رسیدن نور و اکسیژن به داخل آب ، تمام آبزیان مرداب را به هلاکت رسانده است. و بازهم در گیلان و این بار شهر لنگرود، هر بلایی که بوده سر تالاب کیاکلایه آورده اند. از ساخت بلوار روی تالاب تا ساخت بوستان بازار که بخش بزرگی از تالاب را نابود کرد تا ریختن زباله های شهری و بیمارستانی که البته متوقف ماند اما آسیبش را رساند تا ساخت پیست موتورسواری و ایحاد آلودگی صوتی و مزاحمت برای پرندگانی که صدها سال است این تالاب خانه شان شده است.

در سایر مناطق کشور هم وضعیت به همین شکل است . تالاب گندمان اهالی بختیاری که مناسب پرنده نگری است و در دفتر بین المللی تحقیقات پرندگان آبزی لندن هم ثبت شده به خاطر برداشت بی رویه آب برای کشاورزی و استفاده از نیزارهایش برای تهیه علوفه درحال خشک شدن است ، تالاب شادگان در استان خوزستان هم به خاطر تخلیه پساب های آلوده مزارع نیشکر و عبور لوله های نفتی و تخلیه زباله های شهری و کارخانه های پتروشیمی دارد نفس های آخرش را می کشد. آن هم تالابی که معیشت ده ها هزار نفر به آن وابسته است و زیستگاه ده ها نمونه جانوری و گیاهی است.آن وقت شهرداری آبادان ، در سال ۸۳ می آید و زباله های نفتی را از زیر خاک خارج و در دل تالاب خالی می کند. دریاچه پریشان نیز به راستی پریشان است. یکی از بزرگ ترین دریاچه های آب شیرین ایران و خاورمیانه در کازرون از بس ضربه خورده از دست انسان که جزو مناطق حفاظت شده محسوب می شود اما بازهم از دست انسان و ساخت و سازها و بی مبالاتی هایش درامان نمانده است. هنور سوزاندن نیزارهایش برای ساختن جاده و البته خشکسالی تهدیدش می کند.دریاچه ساهون ، در دامنه های جنوب غربی دماوند که تا همین ۵۰ سال پیش پر آب بود به خاطر دخالت های انسانی تبدیل به مردابی راکد شده و بخش وسیعی از آن نیز به چراگاه ییلاقی حیوانات تبدیل شده است. تالاب میقان ، مامن درنا های ایران و نهانگاه بزرگ ترین منبع سولفات سدیم جهان که به کار تولید شوینده و پاک کننده و شیشه و نساجی و چرم می آید چند سالی است که جاده از وسطش رد می شود و ماده معدنی اش آنقدر استخراج شده که باعث سست شدن خاک تالاب شده است. در بالادستش سد ساختند تا آبش خشک شود و در باقی جاهایی هم که آب داشت آنقدر پساب تصفیه خانه فاضلاب شهر اراک را ریختند که بوی گند بگیرد و آلوده شود. ساختن فرودگاه در نزدیکی تالاب و ایجاد آلودگی صوتی و شکار غیرمجاز پرندگان توسط مردم باعث شده که میهمانان صدساله این تالاب قهر کنند و دیگر سری به این منطقه نزنند. این ها تنها نمونه های کوچکی بود از فجایعی که ما و دولت هایمان در ایران می آفرینیم. دکتر «مسعود باقرزاده کریمی» ، کارشناس تالاب ها در وبلاگش هزینه خسارت ناشی از تخریب تالاب های کشور را براساس مطالعات بانک جهانی برابر با ۳۵۰ میلیون دلار آمریکا نوشته و در ادامه دلایل نابودی تالاب ها در ایران اینگونه شرح داده است: الف. کاهش آب ورودی به تالاب ها از منابع آب سطحی و زیرزمینی حوزه آبخیز و دشت ها ی اطراف تالاب ها (عدم تامین حقابه زیست محیطی تالاب ها) به ویژه در اثر اجرای پروژه های سدسازی و انتقال بین حوزه ای؛ ب. اجرای طرح های توسعه ای و زیربنایی بزرگ مثل راهسازی، پتروشیمی، پالایشگاه، فرودگاه، خطوط انتقال نیرو و.. درمحدوده های اثرگذار تالاب ها؛

ج. ورود انواع آلاینده های بیولوژیکی، شیمیایی و فیزیکی گسیل شده از مزارع کشاورزی، شهرها و آبادی ها و صنایع و رسوبات ناشی از فرسایش خاک بالادست تالاب ها؛

د. شکاروصیدغیرمجازو بی رویه و برداشت علوفه و سایر محصولات تالابی، بیش از حد توان تجدیدپذیری تالاب؛

ه. تغییر کاربری اراضی تالابی برای امور کشاورزی وغیره؛

و. راهیابی گونه های غیربومی ومهاجم به تالاب ها

ز. تغییر اقلیم و خشکسالی حاکم بر کشور که کاهش بارش ها، تغییرالگوی بارش از برف به باران و افزایش دما را سبب شده است.

او سپس فهرستی از موانع را برای عدم احیای تالاب ها ارائه می دهد:

الف- ساختار مدیریتی موجود تالاب ها که صحنه گردان اصلی آن دولت است برای حمایت از میلیون ها هکتار تالاب در کشورنارسا وغیراقتصادی است.

ب- قوانین و مقررات جاری پشتوانه اجرایی لازم برای حفظ وحمایت از تالاب ها را فراهم نکرده است.

ج- بهره وری بسیار کم در بخش کشاورزی بویژه در راندمان مصرف آب کشاورزی و فقدان اقتصاد پویا و با ارزش افزوده زیاد در این بخش؛

د- خصلت های نادرست فرهنگی از جمله منفعت طلبی خسارت بار که با تصرف نمودن اراضی تالابی، شکار و صیدغیرمجاز، آلوده کردن تالاب و …. نمود پیدا می کند؛

ه- فقدان ساز و کارهای کافی برای هماهنگی بین بخشی در دستگاه های دولتی مسئول و همچنین بین سایر ذینفعان تالاب؛

و- فقر اقتصادی وفرهنگی؛

دکتر «باقرزاده» همچنین به طرحهای توسعه ای در کشور و آسیب شان به تالاب ها اشاره می کند و سپس درباره پروژه های سد سازی می نویسد: کم توجهی به آثار زیست محیطی آن ها، فقدان مشارکت جوامع بومی و اثرپذیر در تصمیم گیری در مورد پروژه های سدسازی و فقدان توجیه اقتصادی باتوجه به ارزش های منابع زیست بوم این پروژه ها را به اصلی ترین تضعیف کننده زیست بوم ها ی تالابی و رودخانه ها تبدیل کرده است…. این درحالی است که مزیت هایی چون تامین انرژی از منابع فسیلی وانرژی های پاک ناشی از باد و خورشید و … می توانست جایگزین سدسازی حداقل در اهداف تامین انرژی باشد. همچنین تقویت قنات ها و ذخیره اب در زیر زمین به جای سطح زمین و جلوگیری از تبخیر و سایر روش های پایدار مهار، هدایت و ذخیره سازی سیلاب های فصلی همگی راهبردهای سازگار باشرایط اقلیمی و اقتصادی اجتماعی کشور بودند که متاسفانه با فرصت سوزی های فراوان بخشی از این مزیت ها دیگر بخش زیادی از قابلیت های خود را از دست داده اند، از جمله دانش سنتی قنات که کم کم به فراموشی سپرده شده و این دانش بومی بهنگام سازی نشده است.

 

منبع: گیلان تیتر


کانال تلگرام شمال ما

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *