فرصتی برای زندگی کردن؛



شمال ما: اراده و تلاش تنها کلمه ایی است که برای معلولان بسیار ارزشمند بوده و آنان را از انزوا در کنج خانه نجات داده و به زندگیشان معنا می بخشد.

شناخت و باور به خود بهترین راه حضور در جامعه برای قشری است که به دلایلی دچار نقص جسمی هستند و زندگیشان تحت تاثیر این نقص قرار دارد.

آری، هفته جهانی معلولان است، قشری که ۱۵ درصد جوامع بشری را تشکیل می دهند. بارها این جمله معروف را که «معلولیت ناتوانی نیست بلکه محدودیت است.» شنیده اید، شاید این جمله برای شما کلیشه ایی و بی معنا باشد اما افراد زیادی هستند که توانستند با درک این جمله، بر محدودیت های خود غلبه کرده و به موفقیت های چشمگیری برسند.

فریبا و میترا دو دختر معلول گیلانی هستند که زندگیشان سراسر معجزه است، دخترانی که با عشق و امید به زندگی و تکیه بر رحمت خداوندی بر مشکلات فائق آمدند و امروز به دخترانی تبدیل شده اند که یکی کارآفرین است و دیگری نقاش.

این دو دختر معلول گیلانی با همت و تلاش ثابت کردند که معلولیت محدودیت نیست و می توان با اراده، قله های تعالی را طی کرد. آری، خوشبختی یافتنی نیست بلکه ساختنی است و این دو دختر با تمام کم و کاستی ها توانستند به رمز خوشبختی دست یافته و دنیای خود را با تمام سختی ها بسازند.

میترا فروزنده اهل یکی از روستاهای اسالم ۴۱ ساله و دارای فیزیک بدنی خاصی است که او را از دیگران متمایز می کند. وی که از معلولیت شدید رنج می برد، قادر به حرکت نیست و کل شبانه روز به‌صورت دراز کشیده فعالیت می‌کند. وی شکرگذار خداوند متعال است که بدو فرصتی برای زندگی داده و در هر کلامش شکر خداوندی جاری است.

میترا که با پدر و مادر و خواهر ناشنوایش زندگی می کند گفت: من و جمیله خواهرم، تکمیل کننده هم هستیم او نمی تواند بشنود و حرف بزند و من نمی توانم راه بروم و هر دو در کنار هم تلاش می کنیم تا زبان و گوش و دست و پای یکدیگر باشیم.

.

.

وی با بیان اینکه پدر و مادرم با هم فامیل بوده و من تا ۱۱ سالگی سالم بودم افزود: بعد از ۱۱ سالگی نشانه های راشیتیسم در من بروز کرد و کم کم بدنم تغییر فرم داد و از ۱۷ سالگی دچار معلولیت شدم.

میترا که تا کلاس پنجم ابتدایی درس خوانده است از اوضاع روحی خود چنین گفت: اوایل که دچار معلولیت شدم کاملا منزوی شده و همه را به دلیل این امر سرزنش می کردم و به دنبال مقصر و دلیلی بودم که باعث شد اینگونه تاوان دهم. بعد از مدتی راز و نیاز، حسی عجیبی درونم شکل گرفت و ایمانم قوی تر شد و توانستم انوار الهی را در جودم دیده و درک کنم و به رحمت الهی امیدوار شده و تلاش کردم تا زندگیم را تغییر دهم.

وی وضعیت کنونی اش را نوعی امتحان الهی عنوان می کند که موجب تقویت ایمان به خدا در او شده است و خوشبختی را در سایه توکل به خداوند برایش رقم زده است.

.

.

میترا که سرشار از ذوق هنری است با بیان اینکه به کار نقاشی مشغول بوده و هر از گاهی شعر می نویسد گفت: از طریق فروش تابلوهای نقاشی امرار و معاش می کنم و خداوند را شاکرم که دچار معلولیت فکری نیستم.

فریبا دختر معلول دیگری است که از لحاظ ظاهری شبیه میتراست. معلولیت فریبا به حدی است که قادر به انجام کارهای شخصی خود نیست. او متولد سال ۶۴ در یکی از روستاهای فومن است و علت اصلی معلولیت خود را هول و هراسی می داند که مادرش در دوران بارداری‌اش بعد از شنیدن خبر مرگ برادرش داشته است. وی با بیان اینکه بعد از انتقال به بیمارستان دکترها پیشنهاد سقط داده بودند، افزود: پدرم با این پیشنهاد مخالف بوده و خواستار به دنیا آمدن من شده بود زیرا معتقد بود که حکمتی در کار است و نمی‌تواند جان یک بچه را بگیرد.

فریبا با بیان اینکه هم اکنون دارای پوکی استخوان و سنگ کلیه هستم و جز سر مابقی بدنم رشد نکرده است، تصریح کرد: به علت معلولیتی که داشتم ۲۶ سال خودم را در تنهایی خانه محبوس کرده و جز خانواده‌ام با کسی در ارتباط نبودم.

از هفت سالگی نقاشی می کشیدم و از ۱۲ سالگی با کمک دندان میله را گرفته و بافتنی می کردم اما سکته مادرم در ۲۲ سالگی زندگیم را تغییر داد. به دلیل ناتوانی مادرم ۴۵ روز پیش خواهرم زندگی کردم و در این مدت مشکلاتی پیش آمد و تصمیم گرفتم خودم زندگیم را بسازم و از سختی ها و مشکلات پیشی گیرم.

.

.

وی با بیان اینکه دوست داشتم فردی معروف و مشهور باشم گفت: در نمایشگاه های صنایع دستی استان شرکت کرده و آثار خود را به فروش می رساندم و همین حضورم باعث شناخته شدنم و دعوت جهت حضور در نمایشگاه های مختلف در سراسر کشور شد.

فریبا با بیان اینکه هم اکنون کارگاه بافتنی کوچکی دارم که ۱۶ نفر در آن مشغول به کار هستند گفت: با همه معلولیت توانستم به انسان های سالم نیز آموزش داده و امیدی برای زندگی بهتر آنان باشم.

وی اذعان کرد: طی پنج سال ۵۰ نفر را آموزش داده و کارآفرین کردم و آرزو دارم شرایطی فراهم شود تا همه معلولان را از انزوا خارج کرده و آموزش داده و امید را در دلشان زنده کنم.

این هنرمند معلول گیلانی با بیان اینکه معلول هم حق زندگی دارد خاطرنشان کرد: مردم باید با دیدن مردم درس گرفته و امید به زندگی را از دست ندهند و با کوچکترین مشکلی از ادامه راه منصرف نشوند.

آری میترا و فریبای داستان ما که هم اکنون از نارسایی کلیه رنج می برند و دکترها آنان را معجزه ایی الهی می دانند درس بزرگی هستند برای همه کسانی که سالم بوده و قدر سلامتی خود را نمی دانند و در همه حال لب به گلایه می گشایند.

منبع: شبستان


کانال تلگرام شمال ما

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *