بابک مهدیزاده

شمال ما؛

داستان نقد «صادق زیباکلام» به «محمد باقر نوبخت» حکایت جالبی شده است. زیباکلام خواستار رفتن نوبخت از دولت شد و اظهار داشت که حتی اصلاح طلبان گیلان هم از وی داغ دل دارند. بعد که حمله حامیان نوبخت در گیلان و سکوت دوستان اصلاح طلب خود را دید از چند فعال سیاسی سرشناس اصلاح طلب اهل گیلان به عنوان شاهد مدعایش نام برد که بازهم با واکنش همان ها روبرو شد. خلاصه اینکه زیباکلام اکنون گوشه رینگ افتاده و از هر طرف مورد هجمه اعتدالیون و اصلاح طلبان استان گیلان واقع شده است. اما هیچ کس در این ماجرا به بخش اول داستان اشاره ای نداشت. شاید اگر نبود اظهارات زیباکلام درباره نارضایتی اصلاح طلبان گیلان از نوبخت ، کمتر کسی در گیلان به نقد این فعال سیاسی سرشناس برمی خاست.
آن ها که زیباکلام را به خاطر اظهاراتش نقد کردند نه به خاطر نقد او به نوبخت که به خاطر چسباندن این نارضایتی به فعالان سیاسی بود که به هرحال در این ۴ دهه رفاقتی با سخنگوی دولت داشتند و دارند و این اظهارات زیباکلام و سکوتشان منجر به گلایه دوست قدیمی شان می شد. چه آن ها که به واسطه نزدیکی به نوبخت به پست و مقامی رسیدند و چه آن ها که توسط نوبخت نادیده گرفته شدند اما رفاقتشان اجازه گلایه رسانه ای را نمی داد در دلشان هم می دانند که نقد هر شخصیت سیاسی و دولتی امری عادی است و نیازی به این همه غائله و جنجال ندارد. اما یک گروه به واسطه نان و نمکی که از نوبخت قرض گرفتند و یک گروه هم به حرمت نان و نمکی که در این ۴ دهه با نوبخت خوردند در تحملشان نیست که انتقاد از سخنگوی گیلانی دولت به پای آن ها نوشته شود. البته زیباکلام هم آدم جذابی است و یک سلیبرتی سیاسی و شاید تنها سیلبرتی سیاسی ایران محسوب می شود که سخنانش درباره موضوعات مختلف ، پیش از این هم جنجال های رسانه ای فراوانی را رقم زده بود. پس زیباکلام به این جنجال ها عادت دارد. اما از عادات زیباکلام بگذریم ظاهرا در این استان کسی عادت به انتقاد از کسی ندارد.
سخنان زیباکلام ، فارغ از درستی یا نادرستی اش ، بهانه ای ایجاد کرد برای نقد یکی از مهم ترین شخصیت های دولتی که از قضا گیلانی است و از همه مهم تر ، مهم ترین پست دولتی را تصاحب کرده است. نوبخت به عبارتی تبلور داشته های مدیریتی استان گیلان در این ۴ دهه محسوب می شود. مردی که در انتخابات دوم خرداد ۷۶ از ناطق نوری حمایت کرد و با حزب اعتدال و توسعه ، بال راست گرای جریان حامی هاشمی رفسنجانی شد (اگر حزب کارگزاران را بال چپ گرای این جریان بدانیم). وی سال ها نماینده رشت در مجلس بود و حتی در دوران اصلاحات هم نفر اول مردم رشت شد تا نشان دهد که اصلاح طلبان گیلان در عصر آتشین اصلاحات هم نمی توانند شکستش دهند‌. اصلاح طلبانی که برخلاف همفکرانشان در سراسر ایران که پیروز نهایی انتخابات مجلس ششم بودند در رشت حتی قادر به شکست مودب پور محافظه کار تازه نفس هم نشدند و تنها توانستند یک نفر را به مجلس روانه کنند. تاریخ که به سال ۸۴ رسید نوبخت که عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بود با عضویتش در بالاترین رده های ستادی هاشمی رفسنجانی و شرکت در مناظره های تلویزیونی تبدیل به یک چهره سیاسی معروف شد. اما دست روزگار با او و اصلاح طلبان همراه نبود هرچند که محمود احمدی نژاد آن ها را باهم همراه کرد. هاشمی رفسنجانی تبدیل به یکی از رهبران اصلاحات شد و نوبخت راست گرا ، اعتدالی لقب گرفت. ۸ سال زمان لازم بود تا این همراهی در ائتلاف اصلاح طلبان و اعتدالیون ثمره دهد و حسن روحانی به بار نشیند. وقتی روحانی ، رییس جمهور شد محمدباقر نوبخت سخنگویش شد و البته مامور احیا و رییس سازمان مهم مدیریت و برنامه ریزی. از نوبخت به عنوان یکی از تئوریسین های اقتصادی دولت نام بردند و انتظارات از او زیاد شد. اما اگر در عرصه ملی انتظارات از او به بهبود وضعیت معیشتی و اقتصادی مردم ایران محدود می شد، در گیلان ، هم استانی هایش انتظاری دوچندان از او داشتند. گیلان پیش از دولت روحانی تنها یک وزیر به خود دیده بود. آن هم وزارت نه چندان مهمی مانند تعاون. اما اکنون که یک گیلانی به عنوان حلقه اول دولت در بالاترین رده مدیریتی جای گرفته بود هم ولایتی هایش انتظار داشتند که گیلان بیش از هر استان دیگری تغییر به خود ببیند. اما حال که به این چهار سال می نگریم باید قضاوتی عادلانه و درست و به دور از روابط و رفاقت ها داشته باشیم. آنچه مسلم است ناراحتی بسیاری از اصلاح طلبان از رفیق و رقیب قدیمی شان به خاطر عدم شرکت دادن اصلاح طلبان در مدیریت استان است. نه تنها اصلاح طلبان قدیمی استان سهمی در مدیریت ندارند که جوانان اصلاح طلب هم که نقشی غیرقابل انکار در رای آوری دولت روحانی داشتند مورد بی مهری دولت قرار گرفتند و تنها چند نفر از آنان با پست تشریفاتی و از سر بازکن مشاوره در بعضی از دستگاههای دولتی مشغول به کار شدند –که البته در دوران اصلاحات ، اصلاح طلبان همین پست را هم به جوانانشان نداده بودند-  و این درحالی است که در زمان دولتمردی اصولگرایان ، جوانان اصولگرا به حق و جایگاه خود رسیدند و جریان اصولگرایی دچار خلاء مدیریتی نشد. اما از بحث مدیریتی استان بگذریم باید به بخش اول انتقادات زیباکلام از محمدباقر نوبخت دقیق تر بنگردیم و به این پرسش مهم پاسخ دهیم که « به عملکرد سخنگو و معاون رییس جمهور چه نمره ای می دهیم؟» به نظر می رسد که بعد از چهار سال باید در فضایی آرام و منطقی نه تنها عملکرد محمد باقر نوبخت که کلیت دولت را به نقد نشست. دولت دوم روحانی اینک به خاطر حمایت بی دریغ و ایثارگرایانه مردم وامدارشان است و باید در چهار سال دوم پاسخ مناسبی به مطالبات مردمی دهد که فداکارانه به حمایت او برخاستند. اینک نباید نه از نقد نوبخت و نه از نقد هیچ دولتمرد دیگری ناراحت شد بلکه این دولت و دولتمردان هستند که باید در مقابل نقدهای سازنده سر خم کنند و اخم به ابرو نیاورند که رمز ماندگاری شان در پاسخگویی و عملکرد مناسبشان است. پس حامیان دکتر محمد باقر نوبخت در گیلان –چه اعتدالی و چه اصلاح طلب- فارغ از جنجال های زیباکلامی باید برای یک بار هم که شده به این پرسش پاسخ دهند که در این چهار سال برای گیلان چه کردند؟ دوستان اعتدالی ما باید از فضای دوران احمدی نژاد خارج شوند و کمی هم در مقابل انتقادات سعه صدر و تحمل داشته باشند. دوستان ما باید پاسخگوی تک تک اعمالشان باشند. پس بسمه الله. بد نیست نقد را از خود دکتر محمد باقر نوبخت شروع کنیم. پرنفوذترین مرد گیلانی در چهار دهه گذشته. چهل سال زمان مناسبی است برای قضاوت و سنجیدن کارنامه یک شخص ، البته فارغ از تعلقات حزبی و دلخوری های رفاقتی ناشی از گرفتن یا نگرفتن پست های مدیریتی. بسمه الله…

منبع: گیل نگاه


کانال تلگرام شمال ما

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *