گفتگو با ««زهرا پورکار» بانوی شاعر گیلانی؛



شمال ما: دلواپسی‌ها، آرزو‌ها و اندیشه‌های یک شاعر وقتی به زبان مادری جاری می‌شود، دلنشین‌تر است. «زهرا پورکار» بانوی شاعری است که به فارسی و گیلکی شعر می‌سراید و در اشعار گیلکی‌اش می‌توان از عطر گیلان زمین سرشار شد. «زهرا پورکار» متخلص به «شبنم گیلان» در سال ۱۳۴۵ زیر آسمان ابری بندر انزلی چشم به جهان گشود. برگزیده تندیس پنجمین جشنواره شعر گیلکی (شعر شالی و ابریشم) در آستانه اشرفیه در اسفند ۱۳۷۸، منتخب در همایش‌هایی چون ایجگره، از لابه لای شالی و نخستین همایش ولک و نخستین جشنواره شعر گیلکی در رشت از جمله افتخاراتی است که در کارنامه هنری این شاعر توانمند نقش بسته  است. پورکار در گفت‌وگو با همشهری اظهار کرد: شعر را به صورت جدی از سال ۱۳۸۵ در انجمن شعر خمام با استاد «محمد فارسی» شروع کردم. بعد از یک سال گوش سپردن در این انجمن، سرودن را آغاز کردم. در انجمن‌های ادبی شهرهایی چون رشت، انزلی، صومعه‌سرا، فومن، ماسال، بابلسر، خلخال، ماسال، املش، رودسر، لاهیجان، لنگرود و تهران شرکت می‌کنم. در سال ۱۳۸۷ کتابی با عنوان «فصلی در نبض من می‌خروشد» در قالب سپید منتشر کردم. وی افزود: اکنون ۲ کتاب گیلکی در دست ویرایش دارم، یکی با عنوان «جنگل کرکی» در قالب شعر سپید و دیگری که هنوز عنوانش مشخص نشده در قالب کلاسیک، همین‌طور ۳ کتاب شعر فارسی و یک کتاب نقد و بررسی شعر با عنوان «شبنم و دریا» در دست ویرایش دارم که امیدوارم به یاری خداوند به زودی منتشر کنم.

وضعیت شعر گیلکی
این بانوی شاعر درباره وضعیت امروز شعر گیلکی گفت: به نظر من شعر گیلکی در حال حرکت است. شاید دست و پا شکسته اما دوستانی در تلاشند و سرودن را هم به خوبی فرا گرفته‌اند.وی افزود: امیدوارم دوستانی که به سرودن شعر گیلکی روی می‌آورند، تحمل نقد و نشستن پای نقد پیشکسوتان انجمن‌ها را داشته باشند زیرا فقط گوش کردن به نقد‌ها و خواندن شعرهای شاعران موفق، باعث پیشرفت در سرودن می‌شود. من در انجمن‌هایی که حاضر می‌شوم تا آخرین لحظات می‌نشینم و تشنه نقد‌ها هستم؛ حتی در نقد و بررسی داستان، فیلم و تئا‌تر. پورکار در ادامه به اهمیت چگونگی رسیدن به لایه‌های حس و زبان و تصویر و چگونگی شناختن ابزارهای بی‌جان و بی‌مصرف در شعر تاکید کرد. او تشویق و جدیت پیشکسوتان شعر را  در ارائه نقدهای اصولی به جوانانی که قدم در مسیر شعر گیلکی نهاده‌اند موجب ارتقای این شعر در استان دانست. وی درباره تحکیم ارتباط جوانان با شعر گیلکی گفت: جوان‌تر‌ها خیلی خوب با شعر گیلکی ارتباط برقرار می‌کنند و با شنیدن این اشعار بر سر ذوق می‌آیند؛ این به سبب علاقه ایشان به زبان مادری است. زبان مادری مخاطبان فراوانی را جذب می‌کند و بسیاری از جوانان هم دوست دارند به این زبان صحبت کنند یا شعر بگویند اما صحبت نکردن به این زبان در خانواده‌ها باعث ایجاد فاصله بین جوانان و زبان گیلکی شده است؛ فاصله‌ای که لحظه به لحظه بیشتر می‌شود.
.
http://axgig.com/images/83279635220553970255.jpg
.
تلاش برای حفظ زبان مادری
پورکار در ادامه یادآور شد: انجمن‌ها، همایش‌ها و رسانه‌ها باید در فرهنگسازی زیبا‌شناسی زبان مادری ما تلاش کنند. تشکیل همایش زبان مادری سال ۱۳۹۳ در رشت بسیار کار زیبا و مفیدی بوده و امیدوارم این گونه فعالیت‌ها همچنان ادامه پیدا کند اما نه آن‌گونه که تابه‌حال بوده است، چراکه در نخستین همایش زبان مادری در رشت ازهیچ بانویی برای شعر‌خوانی دعوت نشد و فقط آقایان حضور داشتند. آیا گیلان من، زنان شاعر گیلک زبان خودش را نمی‌شناسد یا نادیده می‌گیرد؟ این اعتراضی بود که من در‌‌ همان سالن بیان کردم نه برای خودم، بلکه برای زنان گیلان. ما بانوان شاعر گیلک‌زبان هم داریم که در این مسیر به خوبی تلاش می‌کنند. حفظ زبان مادری کار سختی نیست؛ اگر بزرگان دست یکدیگر را بگیرند و دست جوانان را‌‌ رها نکنند.
زهرا پورکار حرف‌هایش را با این جمله به پایان رساند: هنر یعنی عشق، عشق یعنی هدف و انسانِ بدون هدف یعنی یک جسمِ بی‌روح.
به خدا که می‌سپارمش طنین این شعرش در ذهنم جاریست:
«چقدر سنگین بُستی زندگی/ هیت شانه وتاوار نی یا / جی گاره پیاده بوم ترأ به کول گیفتم /هنی پیلا نوبوسی می‌امرأ راه بأیی»
(چقدر سنگین شده‌ای زندگی / هیچ شانه‌ای تحمل سنگینی تو را ندارد/ از گهواره که پایین آمدم ترا روی شانه‌های خود نشاندم / هنوز بزرگ نشده‌ای با من کمی راه بیایی)
منبع: همشهری؛ مریم ساحلی

کانال تلگرام شمال ما

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *