سالی که نکوست از بهارش پیداست



شمال ما: کم رنگ شدن فاطمیه کم رنگ شدن حقانیت شیعه است؛ امسال که عیدمان بوی غم گرفته باید محکم‌تر بر اصول خود پایبند باشیم.

امسال با هر سال فرق دارد. امسال عید رنگ و بوی دیگری دارد. در کنار همه کارهایی که انجام می دهیم یادمان باشد و یادمان نرود که عید فاطمیه هم است؛ آن قدر غرق در کارهای روزمره و بی اساس نباشیم؛ فاطمیه هوای غم دارد. این روزها است که آدم‌ها خود را نشان می‌دهند چراکه کم رنگ شدن فاطمیه کم رنگ شدن حقانیت شیعه است؛ امسال که عیدمان بوی غم گرفته باید محکم‌تر بر اصول خود پایبند باشیم.

نوروز امسال بوي گل ياس مي‌دهد ياسي كه آيينه افتادگي، عاطفه و پارسايي بود، همان ياسي كه آفرينش و خلقت كائنات براي او هستي يافت، ياسي كه ام ابيها بود، دختر نبوت و همسر ولايت شد و مادر امامت بود، عصاره همه خوبي‌ها و پاكي‌ها و زيبايي‌هاي عالم بود. گل ياسي كه حوراء انسيه بود، در عين انسان بودن از حوريان بهشتي و پيامبر(ص) از وجود عزيزش بوي بهشت و بوي درخت طوبي را استشمام مي‌كرد. گل ياسي كه نوروز و نوروزيان در مقابل عظمت و شكوه‌اش سر تعظيم فرود مي‌آورند و حرمتش را نگاه مي‌دارند.

نخستین ستاره ای بود که در عرش به خورشید نبوت رسید، ستاره ای نیلی به رنگ جراحت آسمان و زخم زمان؛ ای ام ابیها! ای مهربان ترین مادر، حبیبه حق و شفیعه حشر! تو محور آسیای ایثاری و اولین علت خلقت، ای مادر رسالت و همتای ولایت، به روزهایی می اندیشیم که پس از واقعه عظیم غدیر، همراه با حسنین به خانه های اهل مدینه می رفتی و با بیان وحیانی خویش حجت الهی را بر غافلان، تمام می کردی و بدین سان از آغاز حمایت از ولایت، سرلوحه خصایل آسمانی ات بود.

غبار غم از سیمای زیبای علی می زدودی و بر زخم های فزون از ستاره پیکرش که نشان از رزم با باطل داشت، مرهم می نهادی. فتوحات مولا، رهین مهربانی توست. هنوز خطابه های رسایت سراج راه مجاهدان است و بر آفاق تاریخ می تابد.

پاره تن رسول یار بودی و یگانه یاور یکتا امیر عاشقان. تلألؤ ذوالفقار علی، وامدار عزم و عزت تو بود. آنگاه که بر بی بصیرتان و دنیا پرستان غضب می کردی، غضبناکی آفریدگار قادر، آشکار می شد. رضای تو رضای حق بود و با خرسندی ات، تمامت اهل عرش و ساکنان قدس، قرین شعف می شدند.

وصله  های چادر و بوریای خانه ات، تمنیات و تمایلات خاکیان را به هیچ می انگاشت. صالحان و صدیقین و مقربان ملکوت، آرزومند خدمتگزاری خاندان خدایی ات بودند و بانوان برگزیده حق، رفت و روب آستانه خانه اهل بیت(ع) را تمنا می کردند و با این وصف، دستان مبارکت که بوسه گاه اشرف رسولان بود، از فزونی تلاش مهرآگینت پینه بسته بود.

همه قصرهای جنت و تمام گوهرها و آذین های باغ بهشت، ذره ای از غبار خشت خانه ات هستند و هستی، جلوه یک سجود سالکانه تو؛ اگر نبودی، افلاک و آفریدگان به وادی حیات نمی رسیدند.

ما اسیر عنایت تو هستیم و مسکین و محتاج شفاعتت. اینک «یتیم» هجران توییم و سیه پوش نیلوفر ساقه شکسته شهود؛ «و یطعمون الطعام علی حبّه مسکیناً و یتیماً و اسیرا؛ ما را نیز به طعام معرفت و محبت، میهمان کن و از زلال زمزم خیر کثیر، بنوشان ای عطیه عرش.» سلام بر غمگینانه ترین روایت ولایت؛ امروز جان علی از تن مفارقت کرد، گرد یتیمی بر رخسار مهسای زینب نشست، موسم تنهایی حسن فرا رسید، حسین از همین لحظه، کربلایی شد و طلیعه عاشورا بر صحیفه راز، تابید. ای مهدی موعود، ای آخرین حجت یار، تو شاهدی که مادر سادات را شبانه به جانب مزاری ناپیدا مشایعت کردند و پیکر زخمی شقایق باغ ولایت را به آغوش خاک سپردند و علی بی یاور شد.

ای قائم آل یاسین، ای شمس بنی هاشم، ای برپا کننده قسط، ای احیاگر عدل علی؛ ذوالفقار قیام از نیام برآور و روا مدار که چنین، امواج غم بر دریای دل شیعه بیفزایند.

اینک اندوهی سترگ بر شکوفه های قلب شیعه سایه گستر شد. ستاره امید نبی بر خاک فتاد و موج دریای دل علی به ساحل فرقت رسید و برترین آشنای عرشیان بر فراز دست سپیداران در سیاهی شب به ضیافت سرخ لقا نائل شد.

مادر، چه غریبانه از دیار عاطفه ها هجرت کرد و در مشایعتش مرغ دل تا فراسوی آسمان کوچید. معتصمین شیطان، تلخی شوکران فراق را در کام یاران سپیده ریختند؛ مهتاب نیلی شفاعت به محاق نشست و طوبای رعنای ولایت و آذین صحیفه شهادت، پای به معراج نهاد و سایه همای عنایتش را از ماسوا برچید.

امروز از سیمای یاس ها و نسترن های بهاری، نکهت غم می خیزد. امروز شقایق های دشت بی قراری، سیاهپوش زهرای آل یاسینند و از سمت آبی دلدادگی، سحاب حزن و توفان حسرت به آسمان احساس سرخ شیعه رسیده و بارش اشک و تراوش زمزم عشق و ریزش آبشار حرمان و رویش غنچه های درد و داغ، منظر بهار غمند و عندلیب عاطفه را به نغمه فرقت فرا می خوانند.

یا فاطمه، یا سیدتنا و مولاتنا! ادرکنا … امروز صبای سوزدل ها حزین و خرامان به سوی مدینه وزید و عطر یاسمن های اندوه در کوچه های ارادت پیچید. سلام عاشقان بر غریب مدینه. امروز تمام راه های آسمان را به سوی مدینه گشوده اند و راهیان سبز سلوک به تنهایی مزار یار می اندیشند. آنک، در رثای گوهر گمگشته علی، ریزش الماس اشک را شاید و تراوش یاقوت آه. آنگاه که شمشاد شیدای ولایت را شبانه به معراج مهر بردند، چشمه اشتیاق خشکید و ماه امید، هجرت کرد. چه شباهنگام دلتنگی بود و چه سپیده سیاهی، تمام خورشیدهای شعف، یکباره با غروب آشنا شدند. سیمای سپید زهره منظومه ولایت به سرخی گرایید.

فاطمه، معیار فضایل بود و اسوه سرآمدان عصمت و میزان محسنین. در فناکده خاک، افول کرد و در بقاسرای عرش، طلوع و تابندگی نمود. هنوز آوای شیوایش در گوش دل ها باقی است که همگان را به پارسایی و پایداری در ولایت علوی می خواند و خود، عامل نخست آن بود. آیین محمد(ص) از استقامت سرخ زهرا آوازه یافت و امت از مرام زیبایش، مجد. فردای شیعه از دیروز شعله ناک آلاله شهید نبی، به روشنایی رسید و سوز سینه آسمانی اش، اقتدار و صبر حسین و سطوت و صلابت حسن را به ارمغان آورد.

السلام علیک یا فاطمة الزهرا یا بنت رسول الله!

ما خاک پای یوسف گمگشته توییم و حیات و قیام و حکومت و جان و روح و هستی‌مان رهین یک نگاه آسمانی اوست. انقلاب اسلامی ما جلوه کوچکی از نور عنایت فرزند عزیز توست. تمام شقایق‌های دشت التهاب برای قطره‌ای از دریای احسانش در انتظار، می‌سوزند.

خدایا مباد که نسیان و غفلت ما، موعود عاشقان را دل آزرده سازد، که تمام حیات و نهضت ما برای یک تبسم ملیح اوست. سال‌هاست که دلتنگ غیبت و نهانی اوییم و نیک می‌دانیم که وجود جودآگینش حضور محض است و نهانی، از آن ماست.

منبع: ایسنا منطقه گیلان / محدثه مهدوی


کانال تلگرام شمال ما

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *